آب وخاک water&soil

زاخترم نظری سعددرراه است که دوش/ میان ماه و رخ یار من مقابله بود

عملیات مرصاد


اتحادگرگها مسعود رجوی در تاریخ 17 خرداد 65 با یک پرواز اختصاصی و مستقیم فرانسه را به مقصد عراق ترک گفت و در فرودگاه بغداد، «طه یاسین رمضان» نایب اول نخست وزیر به نمایندگی از سوی رئیس جمهوری این کشور، در راس هیئتی از بلند پایه ترین مقامات عراقی از مسعود رجوی استقبال کرد.
منافقین در این باره مدعی هستند: « در شرایطی که توطئه‌های مختلف ارتجاعی و امپریالیستی علیه مقاومت مسلحانه سراسری و تمهیدات تروریستی رژیم متزلزل و ... علیه جان و فعالیت قلب تپنده انقلاب نوین ایران ،برادر مجاهد مسعود رجوی به طور بی سابقه و بی وقفه ای اوج گرفته بود، عزیمت پاکبازانه رهبری انقلاب نوین خلق قهرمان ایران از فرانسه به جوار خاک میهن.... این پرواز تاریخی که آخرین گام برای عبور به خاک میهن.... بر نسل رشید خدا و ایمان و بر رزمندگان قهرمان مجاهد خلق گرامی باد.»مسعوی رجوی یک روز قبل از پرواز بر روی نوار ویدئویی چنین می گوید: «اگر فردا نروم، پس فردا و فرداهای دیگر، ممکن است خیلی دیر باشد. نه برای شخص خودم، بلکه برای مقاومت خلق، خلق در زنجیر، خلق اسیر.»پس از ورود مسعود رجوی به عراق و استقرار در محل مورد نظر، ملاقات‌های وی با مقامات عراقی آغاز گردید. هشت روز بعد (25 خرداد 1365 ) رجوی با صدام حسین ملاقاتی انجام داد. در این مقطع نیز عملیات تروریستی مجاهدین در شهرهای داخلی و همچنین شهرهای مرزی غرب ایران ادامه داشت. ارتش آزادیبخشدر 17 تیر ماه سال 1366 مجددا خبر ملاقات مسعود رجوی با صدام حسین دیکتاتور عراق منتشر گردید. در این دیدار، رئیس جمهور عراق تاسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران را به رهبر مقاومت ایران تبریک گفت و آن را ارتشی که برای صلح مبارزه می کند نامید. متقابلا مسعود رجوی روز ملی عراق و جشن‌های 30 ژوئیه را به رئیس جمهور عراق تهنیت گفت.در این مقطع هر از چند گاهی خبری از ملاقات مسعود رجوی با صدام حسین به بیرون درز پیدا می کرد. ارتش آزادیبخش با پشتیبانی و حمایت بی دریغ عراق از سازمان مجاهدین، در آستانه 30 خرداد سال 1366 تشکیل گردید. پس از تشکیل ارتش و دریافت کمک‌های فراوان نقدی و لجستیکی از ارتش عراق، تهاجم مجاهدین به مرزهای ایران ابعاد گسترده تری یافت. عملیات مرصادروز دوشنبه 27/4/1367، عقربه‌های ساعت، 2 بعدازظهر را نشان می‌داد که گوینده اخبار صدای جمهوری اسلامی ایران، در رأس خبرهای خود، خبری به این مضمون را قرائت کرد: « جمهوری اسلامی ایران طی پیامی به دبیرکل سازمان ملل، ضمن قدردانی از اقدامات وی اعلام کرد، در جهت استقرار امنیت، قطعنامه 598 را رسما پذیرفته است.» دو روز پس از این خبر، امام خمینی(ره) در پیام بسیار مفصلی که به مناسبت سالگرد کشتار زائران ایرانی در مکه و نیز پذیرش قطعنامه 598 صادر کردند، ضمن تشکر از همه عزیزانی که در جبهه‌ها شرکت کردند، اعلام داشتند که « در مقطع کنونی، پذیرش قطعنامه را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم».اقدام ایران به پذیرش قطعنامه، همان طور که در داخل کشور بسیار حساسیت ‌برانگیز شد، در خارج از مرزها هم بازتاب گسترده‌ای داشت. برخی از کشورها همچون عراق، این عمل ایران را یک تاکتیک خواندند.هنگامی که آتش بس از سوی ایران پذیرفته شد، وضعیت بسیار دشواری برای مجاهدین پیش آمد. از یک سو با شناختی که از رابطه خود با صدام داشتند،هر آن بیم آن را داشتند که صدام آنها را به دور اندازد و در یک امتیاز دهی آنها را تحویل ایران دهد.از سوی دیگر،از آنجا که مجاهدین تمام سیاست‌ها و دستگاه خود را بر روی وجود جنگ بنا نهاده بودند و توان تصور و پیش بینی هیچ وضعیت دیگری (از جمله آتش بس) را نداشتند، هیچ راهی نمی دیدند جز آنکه آتش جنگ را شعله ور نمایند و یا لااقل برای خود تنور جنگ را گرم نگهدارند.منافقین در پی حملات عراق به خاک میهن اسلامی و عقب نشینی‌های موقت رزمندگان اسلام، با تصور اینکه پذیرش قطعنامه ناشی از جدائی ملت و دولت است، به خیال واهی از فرصت استفاده می کنند تا به اهداف پلید خود دست یابند.منافقین با جمع آوری دیگر ضد انقلابیون سرخورده از کشورهای مختلف اروپایی، نیرویی به تعداد تقریبی 15000 نفر و با بهره گیری از جنگ افزارهای اهدایی صدام و دیگر اربابان خود از تنگه پاتاق، واقع در غرب کشور، حمله خود را به جمهوری اسلامی ایران آغاز می کنند.این نیروها که تا پیش از آن در رفاه و آسایش در کشورهای غربی زندگی می کردند، بر اثر تبلیغات گسترده مجاهدین و به امید فتح 3 روزه تهران و با بهره گیری از امکانات مادی فراوانی که صدام حسین و آمریکا برایشان تدارک دیده بودند، عازم عراق شدند.به دستور صدام حسین، ارتش عراق مدرن ترین تجهیزات انفرادی، خودروها و تانک‌ها و نفربرهایی را که به تازگی خریداری شده بودند، در اختیار مجاهدین قرار دادند. به همین لحاظ ارتش آزادیبخش با تجهیزات و امکاناتی آکبند و نو به ایران حمله کرد.نیروی هوایی عراق با حمایت مقدماتی،‌آنها را برای ورود به عمق خاک ایران و در نهایت فتح تهران ترغیب کرد.با این اتحاد شوم، قسمت‌های وسیعی از اراضی میهن اسلامی مورد تجاوز قرار گرفت. مجاهدین با پیشروی مقدماتی موفق شدند شهر کرند را به تصرف در آورند و سرمست از این پیروزی، خود را به حومه شهر اسلام آباد رساندند که پس از اندکی مقاومت،‌ اسلام آباد را هم اشغال کردند.چهار روز پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، روز جمعه 31/4/1367، عراقی‌ها، تهاجم گسترده‌ای علیه مواضع ایرانیان در جنوب کشور آغاز و تا 30 کیلومتری خرمشهر پیشروی کردند. هدف آنان از این اقدام، این بود که ضمن اشغال مناطقی از ایران، افراد بیشتری را به اسارت بگیرند تا به هنگام مذاکرات پس از جنگ، از آنها به عنوان برگ برنده استفاده کنند. این هجوم در حالی صورت می‌گرفت که با پذیرش قطعنامه، اکثریت نیروهای نظامی حاضر در منطقه تخلیه شده و خرمشهر، مدافعان چندانی نداشت و در آستانه سقوط قرار گرفته بود. در این هنگام، امام خمینی(ره) با فرستادن پیامی برای فرماندهان سپاه، از آنها خواستند به هر طریق ممکن، مانع از حضور دشمن در منطقه شوند. در پی این پیام، خیل گسترده نیروهای بسیجی ـ که متأثر و غمگین از پذیرش قطعنامه بودند ـ روانه جبهه‌های جنوب شدند و عراق را مجبور به عقب‌نشینی تا خطوط مرزی کردند.مقارن ساعت 14:30، 3/5/67، تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق که به عراق متواری شده بودند وبا استفاده از حمایت‌های گسترده صدام، در حال انجام اقداماتی بر ضد نظام جمهوری اسلامی بودند، با استفاده از توجه ایران به مناطق جنوبی و غفلت از غرب کشور، با پشتیبانی ارتش عراق، هجوم خود را با استفاده از آخرین سلاح‌ سبک و سنگین که از طریق آمریکا و صدام در اختیارشان قرار گرفته بود، به سمت کرمانشاه آغاز کردند و در مدت زمان بسیار کوتاهی، با عبور از تنگه پاتاق، وارد خاک ایران شدند. آنان با تصرف شهرهای سرپل‌ذهاب و کرند غرب، در شب اول در شهر اسلام‌آباد توقف کرده و به قتل عام مردم این شهر، حتی مجروحان حاضر در بیمارستان، اقدام کردند. جالب آنکه در بین کشته‌شدگان، حتی بستگان آنها نیز دیده می‌شدند.مسعود رجوی هم در حالی که بر خودروی ضدگلوله سوار بود، کاروان مجاهدین خلق را که متشکل از پانزده هزار زن و مرد بود، همراهی می‌کرد. فرماندهان منافقین، گمان می‌کردند که وضعیت نظامی ایران از هم پاشیده شده و بسیار آسیب‌پذیر است و تنها یک ضربه و شوک، نظام جمهوری اسلامی را فرو خواهد ریخت. مجاهدین خلق، طرح عملیات خود را در یک جلسه 24 ساعته آماده کرده بودند و در تاریخ 31/4/67، نیروهای خود را توجیه کرده و نام عملیات را هم « فروغ جاویدان» گذاشته بودند.مسعود رجوی در همان جلسه، با تحلیل وضعیت بسیار شکننده داخلی ایران گفته بود: « جمع‌بندی نهایی در میدان آزادی تهران». منافقین، خوشحال از پیروزی‌های مقدماتی و در یک اقدام عجولانه به شکل ستون از جاده اسلام آباد، راه کرمانشاه را در پیش می گیرند و به رغم باطل خود در مسیر حرکت به سمت تهران، با پیوستن مردم به آنها می خواستند گردان‌ها و تیپ‌های جدیدی از مردم تشکیل دهند و هر کدام از منافقین فرماندهی آنها را برعهده بگیرند و با این برنامه مقدمه سقوط رژیم جمهوری اسلامی ایران را فراهم سازند. رادیو منافقین با ارسال پیام به مردم کرمانشاه از آنها می خواهد که زمینه را برای ورود ارتش آزادیبخش مهیا سازند و آماده جذب در گردان‌ها و لشکرها باشند.صبح روز پنجم مرداد، عملیات « مرصاد» با رمز « یا علی بن ابیطالب (ع) » از سوی نیروهای ایرانی آغاز شد و مجاهدین، که سرخوش از این بودند که در طول مسیر، با هیچ مقاومت خاصی روبه رو نشده‌اند، ناگهان خود را در جهنمی از آتش دیدند که از زمین و هوا بر سر آنها ریخته می‌شد. طولی نکشید که جاده کرمانشاه ـ اسلام‌آباد، انباشته از ادوات سوخته اهدایی دولت‌های غربی به مجاهدین خلق شد. معدود افرادی که موفق شده بودند از این مهلکه جان سالم به در برند، به روستاهای اطراف پناه بردند و برخی دیگر هم با خوردن قرص سیانور، به زندگی خود پایان دادند. عملیات که تمام شد، دو طرف جاده آکنده از کپه‌های خاکی بود که در زیر خود، اجساد هزاران دختر و پسر را پنهان کرده بود که دست به خون هموطنان خود آلوده کرده بودند.رزمندگان اسلام در 34 کیلومتری اسلام آباد ناگهان راه را بر ستون‌های منافقین بستند و بدین ترتیب نبرد سنگینی در این محور در گرفت. واحدهای ضد زره رزمندگان در یک اقدام متهورانه و بی نظیر، تعداد زیادی از ادوات سنگین زرهی منافقین را هدف قرار داده، به آتش کشیدند. جاده کرمانشاه ـ اسلام آباد در همان لحظات اولیه انباشته از ادوات سنگین سوخته شده، می شود. عکس العمل جانانه رزمندگان تمامی رویاهای سرکرد گان مجاهدین را به یأس مبدل می کند. به ناچار مجاهدین با فضاحت تمام مجبور به عقب نشینی به طرف اسلام آباد می شوند. با تعقیب دشمن،‌ این شهر به محاصره در می آید و مجاهدین برای در امان ماندن از آتش خشم رزمندگان چاره ای جز فرار از این شهر نمی یابند.رزمندگان اسلام با عملیات هلی برن توسط هلی کوپترهای هوا نیروز در جاده کرند و تنگه پاتاق، عقبه مجاهدین را مسدود کرده و ارتباط آنها را قطع کردند. رزمندگان در روز ششم مرداد ماه با حمایت تیزپروازان هوانیروز و بمباران شدید نیروی هوایی که مجالی برای حضور جنگنده‌های عراق نمی گذاشتند،‌ پیشروی خود را به سوی اهداف از پیش تعیین شده آغاز کردند. در نتیجه شهر اسلام آباد بعدازظهر همین روز از وجود مجاهدین پاکسازی شد.یکی از نکات برجسته این عملیات این بود که:نه تنها ملت ایران از نیروهای ارتش آزادیبخش مجاهدین استقبال نکرده و در مقابل تهاجم و تجاوزشان به خاک ایران ایستادگی کردند، بلکه کلیه گروه‌ها و احزاب و شخصیت‌های ضدانقلاب که در خارج از ایران بسر می بردند، رجوی و دیگر سردمداران سازمان مجاهدین را درباره عملیات احمقانه فروغ جاویدان و به کشتارگاه فرستادن هزاران نیروی خود را سرزنش کرده و آن را محکوم کردند.« هم اکنون اخبار بی بی سی را دیدم و از خشم دارم به خودم می پیچم. پیام من این است که در مقابل خائنینی مانند مجاهدین خلق نباید خاموش نشست... مجاهدین دست در دست عراقی‌ها به خاک ایران هجوم می کنند و ما نشسته ایم و تماشا می کنیم!... » کیهان لندن ( سلطنت طلب ) نتایج عملیاتتجهیزات منهدم شده دشمن:بیش از 120 دستگاه تانک400 دستگاه نفربر90 قبضه خمپاره اندازه 80 میلیمتری150 قبضه خمپاره 60 میلیمتری30 قبضه توپ 106 میلیمتریگان‌های منهدم شده دشمن:بیش از 20 تیپ مشترک منافقین و نیروهای عراق غنایم:1000 قبضه آرپی جی 7700 قبضه تیربار کلاشینکفده‌ها دستگاه تانک و نفربرده‌ها دستگاه خودرومقادیری تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و مخابراتی و اسناد درون گروهیمجاهدین خلق، در کتاب « عملیات فروغ جاویدان »، آمار کشته‌های خود را 1274 تن اعلام کرده اند که در میان آنان 5 تن از اعضای هیئت اجرایی که هر یک فرماندهی یک تیپ را برعهده داشته و 11 تن از معاونان هیئت اجرایی سازمان به چشم می خورند. بر اساس این آمار، حدود 1100 تن نیز از نیروهای مجاهدین در این عملیات مجروح شدند.خسارات وارده بر ارتش آزادیبخش مجاهدین، بر اساس آمار منتشره در کتاب مجاهدین به این شرح است:612 خودرو از انواع مختل72 تانک و زرهپوش21 قبضه توپ 122 میلی متری51 قبضه تفنگ 106 میلی متریازسوی دیگر52 سناتور آمریکایی چند روز قبل از این ماجرا( حدود 30 خرداد) نامه ای به وزیر خارجه وقت آمریکا ( جورج شولتز ) نوشته و به او می گویند: « آمریکا باید از سازمان مجاهدین که در عراق مستقر است حد اکثر استفاده را برای سرنگونی حکومت تهران بکنند ». سناتوری به نام « مروین دایملی » نیز به شدت نسبت به سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی تعصب داشت و در نشست‌های مجاهدین شرکت می کرد و با حرارت به نفع آنها موضع گیری می کرد. در تاریخ 6 تیر 1367 سناتور دایملی در تظاهرات مجاهدین در واشنگتن شرکت می کند و خطاب به شرکت کنندگان می گوید:« نباید دست از تلاش کشید. مطمئن باشید با کمی صبر و تلاش بیشتر به زودی از مهران تا تهران رژه خواهیم رفت.» در این عملیات مسعود رجوی حکم تصفیه خونین « علی زرکش » – جانشین مسئول اول سازمان مجاهدین را که اخیرا همه نظرات او را بی چون و چرا نمی پذیرفت صادر کرد که در هنگامه نبرد با شلیک گلوله از اسلحه یکی از مامورین رجوی از پشت سر به علی زرکش وی کشته شد. ولی سازمان برای پوشاندن مسئله تصفیه زرتش از او به عنوان « شهید قهرمان » که به دست ایران کشته شده است یاد کرد و برای او مراسم تجلیل مفصلی برگزار کرد.در این عملیات مجاهدین بسیاری از اعضای اصلی و کادر خود را از دست داد.در بین نیروهای مجاهدین تعدادی نیروی خارجی نیز به چشم می خوردند که غالبا به دلیل ازدواج با همسر ایرانی خود که عضو مجاهدین بوده مجبور به همراهی با وی و شرکت در عملیات شدند که تعدادی از آنان نیز کشته شدند.مسعود رجوی بعد از فوت امام خمینی، مانورهای جنگی بسیاری در خاک عراق به اجرا گذاشت تا ضمن سرگرم کردن و حفظ نیروها، اجازه صدام حسین را برای حمله به تهران گرفته باشد. در آن مانورها که همواره چندین ژنرال عراقی از جانب صدام حسین شاهد و ناظر کار بودند، مانورهای نظامی رجوی را فاقد ارزش نظامی برای سرنگونی حکومت ایران توصیف می کردند و بعضی از صحنه‌های تصنعی نیز باعث خنده و مزاح آنان می شد. ازفروغ جاویدان تاجهنم مرصاد روز دوشنبه 27/4/1367، عقربه‌های ساعت، 2 بعدازظهر را نشان می‌داد که گوینده اخبار صدای جمهوری اسلامی ایران، در رأس خبرهای خود، خبری به این مضمون را قرائت کرد: جمهوری اسلامی ایران طی پیامی به دبیرکل سازمان ملل، ضمن قدردانی از اقدامات وی اعلام کرد، در جهت استقرار امنیت، قطعنامه 598 را رسما پذیرفته است. روز دوشنبه 27/4/1367، عقربه‌های ساعت، 2 بعدازظهر را نشان می‌داد که گوینده اخبار صدای جمهوری اسلامی ایران، در رأس خبرهای خود، خبری به این مضمون را قرائت کرد: جمهوری اسلامی ایران طی پیامی به دبیرکل سازمان ملل، ضمن قدردانی از اقدامات وی اعلام کرد، در جهت استقرار امنیت، قطعنامه 598 را رسما پذیرفته است.دو روز پس از این خبر، امام خمینی(ره) در پیام بسیار مفصلی که به مناسبت سالگرد کشتار زایران ایرانی در مکه و نیز پذیرش قطعنامه 598 صادر کردند، ضمن تشکر از همه عزیزانی که در جبهه‌ها شرکت کردند، اعلام داشتند که «در مقطع کنونی، پذیرش قطعنامه را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم».در همین پیام بود که ایشان، این اقدام را به منزله «نوشیدن جام زهر» دانستند و فرمودند: «به امید رحمت خدا، اگر آبرویی داشتم با او معامله کردم».اقدام ایران به پذیرش قطعنامه، همان‌طور که در داخل کشور بسیار حساسیت‌برانگیز شد، در خارج از مرزها هم بازتاب گسترده‌ای داشت، برخی از کشورها همچون عراق، این عمل ایران را یک تاکتیک خواندند و برخی مانند آمریکا، از ایران به خاطر پذیرش قطعنامه تقدیر کردند.چهار روز پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، روز جمعه 31/4/1367، عراقی‌ها، تهاجم گسترده‌ای علیه مواضع ایرانیان در جنوب کشور آغاز و تا 30 کیلومتری خرمشهر پیشروی کردند. هدف آنان از این اقدام، این بود که ضمن اشغال مناطقی از ایران، افراد بیشتری را به اسارت بگیرند تا به هنگام مذاکرات پس از جنگ، از آنها به عنوان برگ برنده استفاده کنند. این هجوم در حالی صورت می‌گرفت که با پذیرش قطعنامه، اکثریت نیروهای نظامی حاضر در منطقه تخلیه شده و خرمشهر، مدافعان چندانی نداشت و در آستانه سقوط قرار گرفته بود. در این هنگام، امام خمینی(ره) با فرستادن پیامی برای فرماندهان سپاه، از آنها خواستند به هر طریق ممکن، مانع از حضور دشمن در منطقه شوند. در پی این پیام، خیل گسترده نیروهای بسیجی ـ که متأثر و غمگین از پذیرش قطعنامه بودند ـ روانه جبهه‌های جنوب شدند و عراق را مجبور به عقب‌نشینی تا خطوط مرزی کردند.حمله وحشیانه عراق، به اعتراف نظرات کارشناسان عراقی در مجموع به ضرر آنان تمام شد. به عنوان نمونه، یک مقام ارشد ارتش عراق، این اقدام را اشتباهی استراتژیک خواند که منجر به خروش ملی مردم ایران شده و ابتکار عمل را از دست عراق خارج کرد.اما شکست سنگین‌تر، زمانی بر دشمنان ایران وارد شد که هنوز ارتش عراق در جنوب به طور کامل تا خط مرزی عقب زده نشده بود.مقارن ساعت 14:30، 3/8/67، تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق که به عراق متواری شده، با استفاده از حمایت‌های گسترده صدام، در حال انجام اقداماتی بر ضد نظام جمهوری اسلامی بودند، با استفاده از توجه ایران به مناطق جنوبی و غفلت از غرب کشور، با پشتیبانی ارتش عراق، هجوم خود را با استفاده از آخرین سلاح‌های سبک و سنگین که از طریق آمریکا و صدام در اختیارشان قرار گرفته بود، به سمت باختران آغاز کردند و در مدت زمان بسیار کوتاهی، با عبور از تنگه پاتاق، وارد خاک ایران شدند. آنان با تصرف شهرهای سرپل‌ذهاب و کرند غرب، در شب اول در شهر اسلام‌آباد توقف کرده و به قتل عام مردم این شهر، حتی مجروحان حاضر در بیمارستان، اقدام کردند. جالب آنکه در بین کشته‌شدگان، حتی بستگان آنها نیز دیده می‌شدند.مسعود رجوی، سرکرده این گروه، هم در حالی که بر خودروی ضدگلوله سوار بود، کاروان مجاهدین خلق را که متشکل از پانزده هزار زن و مرد بود، همراهی می‌کرد. فرماندهان منافقین، گمان می‌کردند که وضعیت نظامی ایران از هم پاشیده شده و بسیار آسیب‌پذیر است و تنها یک ضربه و شوک، نظام جمهوری اسلامی را فرو خواهد ریخت. مجاهدین خلق، طرح عملیات خود را در یک جلسه 24 ساعته آماده کرده بودند و در تاریخ 31/4/67، نیروهای خود را توجیه کرده و نام عملیات را هم «فروغ جاویدان» گذاشته بودند.مسعود رجوی در همان جلسه، با تحلیل وضعیت بسیار شکننده داخلی ایران گفته بود: «جمع‌بندی نهایی در میدان آزادی تهران». در پایان روز اول بود که مردان شورای عالی دفاع ایران که از خبر سقوط شهرهای غرب کشور سردرگم شده بودند، تیمسار صیاد شیرازی را مأمور رسیدگی به وضعیت منطقه غرب کردند. صیاد، همان شب با یک هواپیمای فالکون، خود را به باختران رساند و هنگامی که از اوضاع منطقه آگاهی یافت، دریافت که برخلاف گمان اولیه، با ارتش عراق طرف نیستند، بلکه در برابر نیروهای مجاهدین خلق، قرار گرفته‌اند. وی سپس طرحی ریخت که بر پایه آن، باید به متجاوزان اجازه داده می‌شد تا تنگه «چهارزبر» در 34 کیلومتری باختران پیشروی کنند. آنگاه در آنجا، خلبانان هوانیروز از عقب و جلو، راه را بر کاروان می‌بستند و نیروهای مردمی و بسیجی بسیاری که پس از آگاهی از حمله، از سراسر کشور به باختران آمده بودند، از راه زمین، به سرکوب دشمن می‌پرداختند. حضور گسترده نیروهای مردمی در باختران به حدی بود که در جاده ورودی شهر، تا کیلومترها ترافیک شده و مردم با پای پیاده به سمت شهر در حال حرکت بودند. صبح روز پنجم مرداد، عملیات «مرصاد» با رمز «یا علی» آغاز شد و منافقین، که سرخوش از این بودند که در طول مسیر، با هیچ مقاومت خاصی روبرو نشده‌اند، ناگهان خود را در جهنمی از آتش دیدند که از زمین و هوا بر سر آنها ریخته می‌شد. طولی نکشید که جاده باختران ـ اسلام‌آباد، انباشته از ادوات سوخته اهدایی دولت‌های غربی به مجاهدین خلق شد. معدود افرادی که موفق شده بودند از این مهلکه جان سالم به در برند، به روستاهای اطراف پناه بردند و برخی دیگر هم با خوردن قرص سیانور، به زندگی خود پایان دادند. عملیات که تمام شد، دو طرف جاده آکنده از کپه‌های خاکی بود که در زیر خود، اجساد هزاران دختر و پسر را پنهان کرده بود که دست به خون هموطنان خود آلوده کرده بودند.هرچند همکاری مشترک عراق و مجاهدین خلق در این عملیات ناموفق، خلاصه نمی‌شد و پیش از این هم به ویژه از اواخر سال 66 و در پی ملاقات صدام و مسعود رجوی، شکل تازه‌ای به خود گرفته بود، اما اوج آن در همین عملیات بود که ارتش عراق با در اختیار گذاشتن سلاح‌های گوناگون همچون تانک‌های پیشرفته «تی ـ 72» و نیز حمایت هوایی و بمباران شهرهای در طول مسیر، حداکثر پشتیبانی را از نیروهای این گروهک به عمل آورد.پس از شکست سنگین در این عملیات بود که عراقی‌ها، مجبور به پذیرش آتش‌بس شدند و در تاریخ 29/5/67 میان ایران و عراق آتش‌بس برقرار شد و دو کشور به پشت مرزهای خود بازگشتند.شایسته است که شهید سپهبد علی صیاد شیرازی را هم شهید عملیات «مرصاد» بنامیم، هرچند وی سال‌ها بعد و در تهران به شهادت رسید، اما آنچه که باعث ترور منجر به شهادت او شد، کینه‌ای بود که مجاهدین خلق سال‌ها از وی در دل داشتند و به دنبال فرصت مناسبی بودند تا زخم عمیقی که از تنگه مرصاد بر تن داشتند را جبران کنند و این فرصت در 21 فروردین 1378 فراهم شد.عملیات «مرصاد»، عرصه ایثار و فداکاری جوانان و دلاورمردان زیادی است که در آن جاودانه شدند؛ از جمله آنان، محمدرضا قلی‌وند است که در روز پنجم مرداد ماه، در سرپل‌ذهاب به شهادت رسید.او در زمان شهادت، فرماندار شهرستان کنگاور، از توابع استان کرمانشاه بود، در حالی که حتی نزدیک‌ترین همرزمان او هم نمی‌دانستند مردی که همراه آنها می‌جنگید و حتی برای شناسایی، به داخل خاک عراق می‌رفت، یکی از مسؤولان ارشد استان است و پس از شهادت وی، به این موضوع، پی بردند.شهید قلی‌وند در مناطق غرب کشور به «چمران خطه غرب» معروف است. زمانی که به وی مسؤولیت فرمانداری کنگاور را پیشنهاد دادند، از پذیرش آن خودداری کرد و پس از اصرار فراوان، مسؤولان استان به شرطی، آن را پذیرفت که هرگاه خواستار حضور در جبهه باشد، از آن جلوگیری نشود. بَشر المنافقین بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً اَلیما "" منافقان را بشارت ده که برای آنان عذاب سخت دردناک خواهد بود. " (سوره نساء 138)منافقین در پی حملات عراق به خاک میهن اسلامی و عقب نشینیهای موقت رزمندگان اسلام، با تصور اینکه پذیرش قطعنامه ناشی از جدائی ملت و دولت است، به خیال واهی از فرصت استفاده می کنند تا به اهداف پلید خود دست یابند.منافقین با جمع آوری دیگر ضد انقلابیون سرخورده از کشورهای مختلف اروپایی، نیرویی به تعداد تقریبی 15000 نفر و با بهره گیری از جنگ افزارهای اهدایی صدام و دیگر اربابان خود از تنگه پاتاق، واقع درغرب کشور، حمله خود را به جمهوری اسلامی ایران آغاز می کنند. نیروی هوایی عراق با حمایت مقدماتی،‌آنها را برای ورود به عمق خاک ایران و در نهایت فتح تهران ترغیب می کند.با این اتحاد شوم، قسمتهای وسیعی از اراضی میهن اسلامی مورد تجاوز قرار می گیرد. منافقین با پیشروی مقدماتی موفق می شوند شهر کرند را به تصرف در آورند و سرمست از این پیروزی، خود را به حومه شهر اسلام آباد می رسانند که پس از اندکی مقاومت،‌ اسلام آباد را هم اشغال می کنند. مسعود رجوی سرکرده منافقین، سوار بر خودرو ضد گلوله در یک جنایت باور نکردنی دست به کشتار مدافعین و افراد مذهبی و انقلابی منطقه می زند و در تکمیل جنایات خود، مزارع مردم را به آتش می کشد. منافقین در تداوم اقدامات غیرانسانی خود به بیمارستان امام خمینی حمله می کنند و دست به کشتار فجیع مردم و ضرب و شتم پرسنل آن می زنند و با تهدید از افراد بیمارستان می خواهند شعارهای ضد رژیم و ضد اسلامی سر دهند.ملت سلحشور و مسلمان ایران پس از اطلاع از تجاوز منافقین به میهن اسلامی، سراسر به هیجان در می آیند و با اعزام گسترده مردم با ایمان به جبهه‌های جنگ، موقعیتی برتر، فراروی فرماندهان نظامی ایران پدید می آید که بدین ترتیب تعقیب و دفع متجاوزین به ایران اسلامی با جدیت تمام دنبال می شود. با ائتلاف شوم منافقین و ارتش بعث در واپسین روزهای جنگ، حقانیت جمهوری اسلامی برای حق طلبان و وجدانهای آگاه کاملا روشن می گردد. بار دیگر سخنان حضرت امام خمینی (ره) که بارها گفته بودند: «صدام فقط در موقع ضعف صلح طلب است ودر زمان قدرتمندی هیچ اعتنایی به صلح و مقررات بین المللی ندارد». بر همگان محرز می شود. سرانجام عملیات مرصاد در تاریخ 5/5/1367 و با رمز مبارک «یا علی (ع)» و به منظور مقابله با منافقین در منطقه اسلام آباد و کرند غرب آغاز می شود. منافقین، خوشحال از پیروزیهای مقدماتی و در یک اقدام عجولانه به شکل ستون از جاده اسلام آباد. راه باختران را در پیش می گیرند و به رغم باطل خود در مسیر حرکت به سمت تهران، با پیوستن مردم به آنها می خواستند گردانها و تیپهای جدیدی از مردم تشکیل دهند. و هر کدام از منافقین فرماندهی آنها را برعهده بگیرند و با این برنامه مقدمه سقوط رژیم جمهوری اسلامی ایران را فراهم سازند. رادیو منافقین با ارسال پیام به مردم باختران از آنها می خواهد که زمینه را برای ورود ارتش به اصطلاح آزادیبخش مهیا سازند و آماده جذب در گردانها و لشکرها باشند.رزمندگان اسلام در 34 کیلومتری این شهر ناگهان راه را بر ستونهای منافقین می بندند و بدین ترتیب نبرد سنگینی در این محور در می گیرد. واحدهای ضد زره رزمندگان در یک اقدام متهورانه و بی نظیر تعداد زیادی از ادوات سنگین زرهی منافقین را هدف قرار داده، به آتش می کشند. جاده باختران ـ اسلام آباد در همان لحظات اولیه انباشته از ادوات سنگین سوخته شده، می شود. عکس العمل جانانه رزمندگان تمامی رویاهای سرکرده گان منافقین را به یاس مبدل می کند. به ناچار منافقین با فضاحت تمام مجبور به عقب نشینی به طرف اسلام آباد می شوند. با تعقیب دشمن،‌ این شهر به محاصره در می آید و منافقین برای در امان ماندن از آتش خشم رزمندگان چاره ای جز فرار از این شهر نمی یابند.رزمندگان اسلام پس از تسخیر مواضع دشمن. در یک حرکت تاکتیکی که باعث گمراهی دشمن می شود،‌ شبانه شهر اسلام آباد را تخلیه و اقدام به عقب نشینی تاکتیکی می کنند.منافقین به امید تداوم عملیات موسوم به «فروغ جاویدان» پیشروی مجدد خود را به سوی این شهر آغاز و با مشاهده اوضاع مناسب و عدم حضور رزمندگان اسلام، شهر را دوباره اشغال می کنند. بدنبال این تحرکات، رادیو منافقین نیز با راه انداختن تبلیغات، بوق و کرنا می دهد. رزمندگان اسلام در حالیکه تبلیغات دشمن گوش فلک را کر می کند، با عمل هلی برد توسط هلیکوپترهای هوا نیروز در جاده کرند و تنگه پاتاق، عقبه منافقین را مسدود و ارتباط آنها را قطع می کنند. رزمندگان در روز ششم مرداد ماه با حمایت تیزپروازان هوانیروز و بمباران شدید نیروی هوایی که مجالی برای حضور جنگنده‌های عراق نمی گذارند،‌ پیشروی خود را بسوی اهداف از پیش تعیین شده آغاز می کنند. در نتیجه شهر اسلام آباد بعدازظهر همین روز از وجود منافقین پاکسازی می شود.این شکستها در حالی که نصیب منافقین می شود که قوای اسلام در جبهه‌های دیگر ضربات سنگینی به ماشین جنگی عراق وارد می آورند و لحظه به لحظه اراضی اشغالی ایران اسلامی را آزاد و همچنان به تعقیب مرگبار دشمن ادامه می دهند. قوای اسلام با حمایت بی دریغ و همه جانبه هلیکوپترهای هوانیروز و جنگنده‌های نیروی هوایی ارتش لحظه به لحظه کار انهدام ضد انقلاب را تشدید و آنها را وادار به عقب نشینی تا شهر کرند می کنند. تعداد زیادی از منافقین در عقب نشینی به طرف تنگه پاتاق، در دام رزمندگان اسلام گرفتار می آیند. تجاوز منافقین پناه برده به دامان رژیم بعثی، به میهن اسلامی ایران یکی دیگر از خطاهای فاحش و خیانت بار سازمان منافقین خلق است که به یاری خداوند قهار، اساس تشکیلات این سازمان را متلاشی و حقایق بسیاری را برای وجدانهای آگاه و فطرتهای پاک روشن می سازد. تاكتيك‌هاي رزمندگان اسلام در عمليات مرصاد و نقش هوانيروز ارتش بعد از نفوذهاي اوليه منافقين، سرانجام عمليات مرصاد در پنجم مرداد ماه 67 و با رمز مبارك «ياعلي (ع)» و به منظور مقابله با منافقين در منطقه اسلام آباد و كرند غرب آغاز ‌شد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه كرمانشاه به نقل از كارنامه توصيفي عمليات‌هاي هشت سال دفاع مقدس، منافقين خوشحال از پيروزي‌هاي مقدماتي و در يك اقدام عجولانه و ناپخته به شكل ستوني از جاده اسلام‌آباد، راه كرمانشاه را در پيش مي‌گيرند و به زعم باطل خود در مسير حركت به سمت تهران، با پيوستن مردم به آنها مي‌خواستند گردانها و تيپ‌هاي جديدي از مردم تشكيل دهند و هر يك از منافقين فرماندهي آنها را به عهده گيرند و با اين برنامه مقدمه سقوط رژيم جمهوري اسلامي ايران را فراهم سازند.در همين زمان، راديو منافقين با ارسال پيام به مردم كرمانشاه از آنها مي‌خواهد كه زمينه را براي ورود ارتش به اصطلاح آزاديبخش مهيا سازند و آماده‌ جذب در گردانها و لشكرها باشند، در حالي كه رزمندگان اسلام در 34 كيلومتري اين شهر (كرمانشاه) ناگهان راه را بر ستونهاي منافقين مي‌بندند و بدين ترتيب نبرد سنگيني در اين محور در مي‌گيرد. واحدهاي ضدزره رزمندگان اسلام در يك اقدام متهورانه و بي‌نظير تعداد زيادي از ادوات سنگين زرهي منافقين را هدف قرار داده و به آتش مي‌كشند. جاده كرمانشاه‌ ـ اسلام‌آباد در همان لحظات اوليه انباشته از ادوات سنگين سوخته مي‌شود و عكس‌العمل جانانه مدافعان اسلام تمامي رؤياهاي سركردگان منافقين را به يأس مبدل مي‌كند و به ناچار منافقين با فضاحت تمام مجبور به عقب‌نشيني به طرف اسلام آباد مي‌شوند. با تعقيب دشمن، اين شهر به محاصره در مي‌آيد و منافقين براي در امان ماندن از آتش خشم رزمندگان چاره‌اي جز فرار از اين شهر نمي‌يابند. نيروي زميني سپاه پس از تسخير مواضع دشمن،در يك حركت تاكتيكي كه باعث گمراهي دشمن مي‌شود، شبانه شهر اسلام‌آباد را تخليه و اقدام به عقب‌نشيني تاكتيكي مي‌كنند و منافقين به اميد تداوم عمليات موسوم به «فروغ جاويدان» پيشروي مجدد خود را به سوي اين شهر آغاز و با مشاهده اوضاع مناسب و عدم حضور مدافعان اسلام، شهر را دوباره اشغال مي‌كنند. به دنبال اين تحركات، راديو منافقين نيز با راه‌انداختن تبليغات، در بوق و كرنا مي‌دمد كه «مردم مسلمان ايران! شب گذشته فرزندان مجاهد شما در ادامه عمليات غرورانگيز فروغ جاويدان، موفق شدند شهر اسلام‌آباد را آزاد و ضربات سنگيني به پاسداران و بسيجيان وارد آورند. اين عمليات تا رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده ادامه خواهد يافت.» رزمندگان اسلام در حالي كه تبليغات دشمن گوش فلك را كر مي‌كرد با عمل هلي‌بُرد توسط هلي‌كوپترهاي هوانيروز در جاده كرند و تنگه پاتاق، عقبه منافقين را مسدود و ارتباط آنها را قطع مي‌كنند و پاسداران و بسيجيان با حمايت تيزپروازان هوانيروز و بمباران شديد نيروي هوايي پيشروي خود را به سوي اهداف از پيش تعيين شده آغاز مي‌كنند. منافقين بار ديگر در زير تهاجمات و ضربات سهمگين پاسداران و بسيجيان جان بر كف طعم تلخ شكست فضاحت‌بار را مي‌چشند. در اين درگيري شديد، تلفات و خسارات سنگيني به منافقين فريب ‌خورده و خائن به ملت و مملكت وارد مي‌آيد و آنها با خفت و خواري به سوي مرزهاي عراق فرار مي‌كنند، تعقيب و گريز همچنان ادامه مي‌يابد تا سرانجام شهر اسلام‌آباد پس از هفتاد ساعت اشغال در بعدازظهر پنج شنبه 5 مرداد آزاد مي‌شود و تا صبح روز بعد از لوث منافقين پاكسازي و مردم وارد شهر مي‌شوند. بدين ترتيب به خواست خداوند، منافقين، اين خائنين به ملت و مملكت اسلامي ايران با پاي خود گام در بيشه شيران مي‌گذارند و شكست سخت و فراموش‌ نشدني را متحمل مي‌شوند. هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران در سركوب منافقين در اين درگيريها چنان شايستگي و درخششي از خود نشان مي‌دهند كه جاده‌ي اسلام آباد مملو از لاشه‌ي سوخته ادوات سنگين و ديگر جنگ‌افزارهاي منافقين مي‌شود و حيرت و تحسين دوست و دشمن را بر مي‌انگيزد. اين شكستها در حالي نصيب منافقين خلق مي‌شود كه قواي اسلام در جبهه‌هاي ديگر ضربات سنگيني به ماشين جنگي عراق وارد مي‌آورند و لحظه به لحظه اراضي اشغالي ايران اسلامي را آزاد و همچنان به تعقيب مرگبار دشمن ادامه مي‌ دهند. قواي اسلام با حمايت بي‌دريغ و همه‌جانبه هلي كوپترهاي هوانيروز و جنگنده‌هاي نيروي هوايي ارتش، لحظه‌ به لحظه كار انهدام ضد انقلاب را تشديد و آنها را وادار به عقب‌نشيني تا شهر كرند مي‌كنند و در يك نبرد فراموش ‌نشدني، اين شهر به محاصره در مي‌آيد و دشمن شكست خورده كه تلاش مي‌كرد شايد اين موضع را براي خود حفظ كند، با خفت و خواري و با دريافت ضربات سخت به طرف مرزهاي بين‌المللي راه فرار را در پيش مي‌گيرد. ضربات رزمندگان چنان كوبنده بود كه اساس فرماندهي منافقين از هم متلاشي مي‌شود و نيروهاي متفرق آنها تلاش مي‌كنند كه جان خود را از مهلكه نجات دهند و در همين راستا تعداد زيادي از منافقين در عقب‌نشيني به طرف تنگه پاتاق، در دام رزمندگان اسلام گرفتار مي‌آيند كه از ترس جان خود به روستاهاي اطراف پناهنده مي‌شوند و با تهديد مردم بي‌دفاع منطقه، از آنها مي‌خواهند تا جان پناهي براي مخفي شدن در اختيارشان قرار دهند. تعداد ديگري از منافقين با افتادن در محاصره، با قرص سيانور دست به خودكشي مي‌زنند و عده‌اي هم به خاطر مصلحت سازمان، توسط مسؤولان خود به رگبار مسلسل بسته مي‌شوند تا به خيال خود، اسرار سازمان فاش نشود. از نكات جالب توجه، حضور زنان در هيأت و لباس مردان بود. زماني كه آخرين پسمانده‌هاي منافقين در عمليات به اصطلاح فروع جاويدان با پايمردي دليرمردان ايران اسلامي سركوب مي‌شوند، تبليغات راديو منافقين نيز ديگر مجالي براي هوچي‌گري و سخن پراكني نمي‌بيند و ناگهان سكوت اختيار مي‌كند. تجاوز منافقين پناه برده به دامان رژيم بعثي، به ميهن اسلامي ايران، يكي ديگر از خطاهاي فاحش و خيانت‌بار سازمان منافقين خلق است كه به ياري خداوند قهار، اساس تشكيلات اين سازمان را متلاشي و حقايق بسياري را براي وجدانهاي آگاه و فطرتهاي پاك، روشن مي‌سازد. به دنبال آن در مورخه 11 مرداد امت دلاور اسلام با راهپيمايي بي‌سابقه در روز عيد غدير با بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران تجديد بيعت مي‌نمايند. حمله منافقين ومقاومت مردمی در عملیات مرصاد عمليات مرصاد تير خلاص به سازمان منافقين بود چرا كه آنان پس از افتادن به دامان عراق از ديد مردم ايران به يك طرف جنگى تبديل شدند و فرصت هرگونه بازگشت را از خود گرفتند.وجود اختلافات داخلى و گروه هاى مخالف برانداز در يك كشور، براى كشورهاى ثالثى كه در برابر آن كشور نيات توسعه طلبانه دارند همواره به منزله محركى براى آغاز جنگ به شمار مى آيد. در جريان وقوع انقلاب در يك كشور، گروه هاى انقلابى ضعيف يا گروه هايى كه به ائتلاف با گروه انقلابى حاكم و سهيم شدن در قدرت سياسى موفق نشده اند به موضعگيرى در برابر حاكميت مى پردازند و در اين راستا براى تقويت شانس موفقيت خود در اين مبارزه مى كوشند حمايت كشورهاى خارجى را جلب كنند. در منازعه بين دو حكومت، گروه هاى مخالف در هر يك از دو كشور، وسيله دستيابى اهداف و استراتژى طرف مقابل قرار مى گيرد. در چنين حالتى گروه هاى مزبور سرنوشت خود را با استراتژى كشور مهاجم گره مى زنند و تمام امكانات محلى و قدرت خود را در راستاى تحقق هدف مشترك به كار مى گيرند. طى جنگ ايران و عراق نيز چنين فرآيندى وجود داشت. رژيم عراق با حمايت از گروه هاى مخالف نظام انقلابى ايران همچون جبهه خلق عرب در اوايل جنگ و سازمان منافقين و حزب دموكرات كردستان و حزب كوموله درصدد بهره بردارى از آنها عليه جمهورى اسلامى برآمد. تا پايان جنگ همكارى تنگاتنگ سازمان با عراق در همه ابعاد روندى صعودى داشت. با پذيرش قطع نامه ۵۹۸ از سوى ايران ادعاى صلح طلبى عراق در عرصه جهانى زير سوال رفت و چشم انداز نامعلومى بر روابط دو كشور و مشخصا سازمان منافقين حاكم شد. برخلاف دوره جنگ روند امور براى اين گروه نااميد كننده و حضور آن در عراق براى رژيم بعث دردسر آفرين به نظر مى رسيد بنابراين سازمان به خيال يكسره كردن كار جمهورى اسلامى به فكر عمليات نظامى گسترده افتاد تا براى آخرين بار بخت خود را بيازمايد. عراق نيز كه از موفقيت هاى به دست آمده به شدت مغرور شده بود و پايان جنگ را نزديك مى ديد درصدد برآمد تا عقب ماندگى هاى خود را در طول جنگ جبران كند و با اشغال مجدد اراضى ايران و به اسارت گرفتن نيروهاى ايرانى بتواند در پاى ميز مذاكرات از موضع قدرت صحبت كند از اين رو هنگامى كه حملات ارتش عراق از سوى سازمان ملل و دولت ها محكوم شد و داعيه صلح طلبى اين كشور زير سوال رفت آنان به عنوان آخرين تيرتركش رژيم بعث عراق به كارگرفته شدند. هر چند سازمان كاملا تحت سلطه و نفوذ عراق قرار داشت اما فعاليت نظامى اش عليه ايران به عنوان يك حركت داخلى قابل توجيه بود. نكته ديگر اين كه يك ماه پيش از اين پس از تصرف مهران ارتش عراق اين منطقه را به نيروهاى مزبور سپرده بود. از سوى ديگر مسئولان سازمان منافقين با آغاز مذاكرات صلح به ايستگاه آخر رسيده بودند و ديگر نمى توانستند با طرح شعار صلح طلبى خود را در افكار عمومى جهانيان به عنوان تنها طرف برقرار كننده صلح در مقابل عراق مطرح كنند. البته وجود چنين وضعيتى پس از استقرار نيروهاى سازمان در خاك عراق قابل پيش بينى بود و در واقع آنها سال ها پيش از اين انتحار سياسى كرده و در اين زمان به صورت يك نيروى نظامى مزدور همچون فالانژهاى لبنان درآمده بودند. در سوم مرداد ماه سال ۱۳۶۷ هم زمان با آغاز حمله نيروهاى عراقى از منطقه جنوب ايران، نيروهاى سازمان حملات خود را عليه ايران از سمت غرب آغاز كردند؛ آنان قصد داشتند براساس يك برنامه زمان بندى شده ۳۳ ساعته با بهره گيرى از ۲۵ تيپ كه مجموعا چهار تا پنج هزار نفر را در بر مى گرفتند در پنج مرحله از شهرهاى سر پل ذهاب، اسلام آباد، همدان و قزوين عبور كنند و خود را به تهران برسانند. سخنگوى آنان اهداف سازمان را از اين عمليات چنين اعلام كرد: استراتژى مجاهدين وارد آوردن هرچه بيشتر تلفات به نيروهاى ايران و بازكردن راه براى يك انقلاب عمومى ضد [امام] خمينى است. هم زمان در يكى از رسانه هاى غربى نيز استراتژى منافقين ايجاد منطقه آزاد شده اعلام شد تا پس از پايان جنگ با استقرار در آن منطقه منافع حكومت ايران را تهديد كنند. رهبر سازمان كه هنوز نمى خواست باوركند كه ديگر به عنوان طرف مذاكره صلح مطرح نيست مذاكرات صلح از سوى ايران را مصنوعى و بهانه اى براى اتلاف وقت اعلام كرد، از همين رو معتقد بود كه: «نبايد اجازه داد رژيم ايران فرصت ديگرى براى دفع الوقت بيابد و از امضاى قرارداد صلح طفره رود.» براساس تحليل هاى سازمان، جمهورى اسلامى در پى صدور انقلاب خود بود و تنها در صورتى از اين اقدام و داعيه دست بر مى داشت كه به مرز فروپاشى مى رسيد؛ موضوعى كه در موقعيت مذكور به دليل آن كه به پذيرش صلح مجبور شده بود امكان پذير مى نمود. از همين رو نيروهاى سازمان از نقاط مختلف دنيا براى اعزام به ايران در عراق گردهم آمدند و هم زمان به تشكيلات درون زندان هاى ايران اطلاع داده شد كه به زودى جمهورى اسلامى فرو خواهد پاشيد بنابراين براى پيوستن به سازمان و ايجاد شورش در داخل زندان ها آماده باشند. عمليات فروغ جاويدان با ۲۵ تيپ آغاز شد. هدايت عمليات مزبور را مسعود رجوى از طريق فرماندهان محورها برعهده داشت. در اين عمليات براى هريك از محورها به تناسب اهميت ماموريت يك يا دو تيپ در نظر گرفته شده بود كه فرماندهان و حوزه عمليات آنها بدين قرار بود: ۱) مهدى براتى فرمانده محور اول و مسئول تسخير اسلام آباد غرب. ۲) ابراهيم ذاكرى فرمانده محور دوم و مسئول تسخير كرمانشاه. ۳) محمود مهدوى فرمانده محور سوم و مسئول تسخير همدان. ۴) مهدى افتخارى فرمانده محور چهارم و مسئول تسخير قزوين. ۵) محمد عطايى با معاونت مهدى ابريشمچى فرمانده محور پنجم و مسول تسخير تهران. دولت عراق نيز در اين عمليات با ادواتى از قبيل ۱۲۰ دستگاه تانك، چهارصد دستگاه نفربر، نود قبضه خمپاره انداز هشتاد ميلى متر، سى قبضه توپ ۱۲۲ ميلى مترى، ۱۵۰ قبضه خمپاره چهارصد ميلى مترى، هزار قبضه تيربار كلاشينكف، سى قبضه توپ ۱۰۶ ميلى مترى و هزار دستگاه كاميون و خودرو آنان را يارى مى كرد. هم زمان با پيش روى نيروهاى منافقين در عمق خاك ايران براى جلوگيرى از عمليات هوايى هواپيماها و بالگردهاى جمهورى اسلامى، هواپيماهاى عراقى پايگاه هاى شكارى نوژه همدان، وحدتى دزفول و هم چنين پادگان تيپ ۲ سقز و پايگاه هوانيروز در كرمانشاه را بمباران كردند. يك روز بعد از حمله يعنى در ۴ مرداد ماه نيروهاى سازمان با حمايت آتش توپخانه عراق به شهرهاى سر پل ذهاب، كرند و اسلام آباد غرب وارد شدند. شايد در آن روز تمام نيروهاى سازمان به اين يقين رسيده بودند كه به زودى به تهران وارد خواهند شد اما روياى آنان همچون روياى صدام در سال ۱۳۵۹ تعبير نشد و دو روز پس از آن عمليات نيروهاى سپاه پاسداران انقلا ب اسلامى تحت عنوان عمليات مرصاد با رمز يا على(ع) در منطقه غرب آغاز شد. در اين عمليات سازمان رزم خودى عبارت بود از: قرارگاه مركزى خاتم الانبيا (ص)قرارگاه نجف .لشكر ۶ پاسداران به استعداد ۷ گردان. لشكر ۳۲ انصارالحسين(ع) به استعداد ۷ گردان لشكر ۵۷ ابوالفضل(ع) به استعداد ۲ گردان .لشكر ۱۵۵ ويژه شهدا به استعداد ۳ گردان .لشكر ۹ بدر به استعداد ۶ گردان .تيپ مستقل ۱۲ قائم(عج) به استعداد ۳ گردان .تيپ مستقل ۷۵ ظفر به استعداد ۱ گردان .تيپ مستقل ۶۶ ولى امر به استعداد ۳ گردان تيپ مستقل ۳۶ انصارالمهدى به استعداد ۳ گردان .معاونت فرهنگى قرارگاه نجف به استعداد ۱ گردان. كميته انقلاب اسلامى به استعداد ۲ گردان .قرارگاه مقدم نيروى زمينى سپاه. لشكر ۲۷ محمدرسول الله(ص) به استعداد ۴ گردان. لشكر ۱۷ على بن ابيطالب(ع) به استعداد ۱ گردان .لشكر ۳۳ المهدى(عج) به استعداد ۱ گردان .لشكر ۷۱ روح الله(ع) به استعداد ۳ گردان .سپاه ناحيه لرستان به استعداد ۲ گردان .قرارگاه سپاه هشتم. لشكر ۵ نصر به استعداد ۲ گردان. تيپ مستقل ۲۹ نبى اكرم(ص) به استعداد ۴ گردان .تيپ مستقل ۵۹ مسلم بن عقيل به استعداد ۱ گردان .قرارگاه رمضان به استعداد ۱ گردان نيروهاى كرند و اسلام آباد به استعداد ۱ گردان .عناصرى از لشكر ۲۱ امام رضا(ع) و ارتش. طى درگيرى سختى كه در منطقه چهارزبر اتفاق افتاد بسيارى از نفرات منافقين به هلاكت رسيدند و تمام تجهيزاتشان منهدم و با بسته شدن سه راه اسلام آباد - ملاوى راه عقب نشينى نيروهاى منافقين بسته شد. بدين ترتيب در روز ۷ مرداد ماه ديگر اثرى از نيروهاى ضد انقلاب در منطقه نبود. طى عمليات مرصاد ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ تن از منافقين به هلاكت رسيده و در حدود هزار نفر از آنان زخمى شدند. بدين ترتيب آخرين تير رژيم بعثى عراق نيز موثر واقع نشد و صدام بدون اين كه بتواند منطقه اى از ايران را در چنگ يك نيروى وابسته داشته باشد تا از آن طريق بتواند به ايران فشار بياورد مجبور شد در ۱۵ مرداد ماه آتش بس را بپذيرد. عمليات مرصاد پايانى بر يك پايان بود چرا كه سازمان، سال ها پيش از اين دفتر خود را بسته بود و اگر رژيم عراق در اين سال ها به آنها اجازه داد تا در پايگاه هاى خود در داخل خاك عراق باقى بمانند به دليل همان ديدى بود كه عراق به سازمان داشت؛ ديدى كه با ديد رژيم صهيونيستى اسرائيل به فالانژهاى لبنان متفاوت نيست: نيرويى مزدور در خدمت بيگانه. در واقع عمليات مرصاد تير خلاص به سازمان بود چرا كه آنان پس از افتادن به دامان عراق از ديد مردم ايران به يك طرف جنگى تبديل شدند و فرصت هرگونه بازگشت را از خود گرفتند. روز شمار عملیات مرصاد 31/4/1366- روزنامه نيويورك تايمز از عمليات ناوگان امريكا در محافظت از نفت‌كش‌هاي كويتي انتقار كرد و اين عمليات را در جهت حمايت از عراق دانست.- پارسونز: "رغبت ايران براي باز نگه‌داشتن تنگه هرمز، بيش از عراق است"    - سفير عراق در لندن: "ما به كشتي‌ها حمله خواهيم كرد"- وزير نفت كويت: "نبايد عراق تنها بماند"- به گفته بي. بي. سي، انگيزه آمريكا از محافظت از نفت‌كش‌هاي كويتي، اعاده اعتبار از دسترفته در جريان مك فارلين است.- تبيين موضع جمهوري اسلامي در قبال خليج‌فارس و قطعنامه 598 در مصاحبه مطبوعاتي رييس جمهوري .- آيت‌الله خامنه‌اي: "برخورد ما با آمريكا مهلك خواهد بود."- عراق اعلام كرد كه قطعنامه 598 را پذيرفته است. سخنگوي دولت عراق: "تصويب قطعنامه 598 پيروزي سياسي براي عراق است."- موضع محافل انقلابي لبنان صدور قطعنامه 598 سازمان ملل.- سفر دكتر ولايتي به آلمان غربي و مذاكره با مقامات اين كشور.- نيروهاي سازمان منافقين با پشتيباني و تحريك رژيم عراق، از طريق نوار مرزي سر پل ذهاب و قصر شيرين، تجاوز خود را با نام عمليات «فروغ جاويدان» آغاز كردند.28/4/1367- پذيرش قطعنامه 598 سازمان ملل از سوي ايران.31/4/1367-هارولد بروان: "شكست‌هاي اخير ايران در جنگ و اختلافات داخلي، نقش اساسي در قبول قطعنامه 598 به عهده دارد و در عين حال، تهران خود را به طور فزاينده‌اي مواجه با حضور امريكا در خليج‌فارس مي‌ديد."- سه روز پس از اعلام تصميم جمهوري اسلامي (28/4/1367) مبني بر پذيرش قطعنامه عزيز، هيچ اشاره‌اي به پذيرش قطعنامه نكرده و در عوض يك طرح صلح چند ماده‌‌اي را مطرح كرد.- سخنگوي كاخ سفيد: امريكا معتقد است كه اكنون به عهده ايران است كه نخستين گام را در جهت عادي‌سازي روابط ميان واشنگتن و تهران بردارد.- تصرف قصر شيرين و عبور از ارتفاعات سر پل ذهاب توسط عراق.- عقب‌نشيني نيروهاي خودي از مناطق عملياتي ميمك و هلاله و پيشروي دشمن در مناطق تنگه‌هايي بيجار و بيناي.- موافقت ايران با اعزام هيأتي از ناظران سازمان ملل براي برنامه‌ريزي نحوه اجراي آتش‌بس و نظارت بر اجراي آن.2/4/1367 - فرانك كارلوچي وزير دفاع امريكا: "حضور نظامي امريكا در خليج‌فارس، تنها وقتي كاهش خواهد يافت كه آتش‌بس به خصومت‌ها پايان دهد و معين شود كه خليج‌فارس براي كشتيراني امن است."- كشته شدن ماهر عبدالرشيد، فرمانده سپاه سوم عراقي.- سفر علي‌اكبر ولايتي به نيويورك براي گفتگو با دبير كل سازمان ملل.3/5/1367- آغاز عمليات مرصاد؛ شكست پيچيده‌ترين ترفند دشمن و منافقين.- رژيم عراق با به كارگيري گسترده سلاح‌هاي شيميايي در جبهه‌هاي جنگ و موشكباران شهرها، توانست شرايط جنگ را به نفع خود تغيير دهد. اين در حالي بود كه كارشناسان نظامي و سياسي ايران، سرگرم بررسي و پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت ملل متحد بودند و سرانجام اين قطعنامه در تاريخ 27/4/1367 از سوي جمهوري اسلامي ايران پذيرفته شد.چهار روز پس از پذيرش قطعنامه سازمان ملل، قواي رژيم بغداد در 31/4/1367 به منظور تصرف بخش‌هاي از ايران، تجاوز گسترده‌اي را آغاز كردند؛ ولي با ايستادگي رزمندگان ايران بخش وسيعي از مناطق جنوبي كشور از خطر سقوط نجات يافت. همچنين ارتش عراق در جبهه‌هاي مياني نيز دست به تحريكاتي زد، كه تا حدي مي‌توانست براي تماميت ارضي و استقلال كشور ما خطري جاي به‌شمار آيد. هدف دشمن در جبهه مياني، زمينه‌سازي براي هجوم سازمان مجاهدين خلق يا همان منافقين بود.در اين جبهه، ارتش عراق با حمله به خطوط پدافندي خود، آنها را سرگرم كرده بود تا نيروي منافقين بتوانند پس از شكسته شدن خط به وسيله ارتش عراق، از نقطه ديگري حركت خود را آغاز كنند. به اين ترتيب، نيروهاي منافقين پس از تصرف جبهه نيروهاي ايراني در منطقه سر پل ذهاب به دست ارتش عراق، بدون آن‌كه روبه‌رو باشند، سوار بر خودروهاي خود، به سوي كرمانشاه حركت كردند و تا تنگه "چهارزبر" پيش آمدند. اين حركت سريع و حساب شده دشمن، طراحان جنگ و رزمندگان را عافلگير كرد. به محض رسيدن خبر هجوم منافقين و ارتش عراق به شهرهاي مختلف كشور، خيل عظيمي از نيروهاي داوطلب به سوي جبهه‌ها روانه شدند. همين امر، محاسبات دشمن را در تصرف بخشي از كشور ايران برهم زد.در حالي‌كه هنوز حملات ارتش عراق در جنوب كشور قطعي نشده بود، بخشي از نيروهاي رزمنده جنوب، راهي غرب كشور شدند تا همراه مردم بسيج شوند و تحت عنوان عمليات "مرصاد"به سركوب حملات عراق و منافقين بپردازند.عمليات مرصاد روز 5/5/1367 با رمز "يا صاحب‌الزمان(عجل‌الله تعالي وجه‌الشريف) ادركني" براي مقابله با حركت منافقين و بازپس‌گيري اشغال شده انجام گرفت.در اين عمليات كه با فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و با پشتيباني هوانيروز ارتش اجرا شد، رزمندگان از سه محور چهارزبر، جاده قلاجه و جاده اسلام‌‌آباد ـ پل‌دختر وارد عمل شدند و نيروهاي ضد انقلاب را تا پشت نوار مرزي عقب راند؛ اما قواي ارتش عراق، ارتفاعات مرزي را همچنان در اشغال خود نگه داشتند. در عمليات مرصاد، بيش از 120 دستگاه تانك، 400 دستگاه نفربر، 240 قبضه خمپاره‌انداز 60 و 80 ميليمتري و 30 عراده توپ 106 ميليمتري دشمن منهدم شدند. همچنين بيش از 20 تيپ مشترك منافقين و ارتش عراق متلاشي شد و تعداد كشته و زخمي‌هاي دشمن از مرز 4800 تن گذشت. در اين عمليات، نزديك به 1000 قبضه آر.پي.جي7، 700 قبضه تيربار كلاشينكوف، ده‌ها دستگاه خودرو، ده‌ها دستگاه تانك و نفربر، تعدادي تجهيزات پيشرفته الكترونيكي و مخابراتي و مقاديري اسناد درون گروهي منافقين به دست رزمندگان ايران افتاد.3/5/1367- بازپس‌گيري شهر گيلانغرب از دست نيروهاي سازمان منافقين و دشمن.8/5/1367- تاچر نخست وزير انگليس: "تشكليل جلسه شوراي امنيت، به روند برقراري صلح ميان ايران و عراق كمك خواهد كرد. برقراري صلح در منطقه، شكست بنيادگرايي تلقي خواهد شد."8/5/1367- چارلز دمن: امريكا از گروه‌هايي كه در پي سرنگون ساختن دولت ايران از طريق زور هستند، حمايت نمي‌كند.21/5/1367              - انتخاب ژنرال اسلاو كايوويچ از كشور يوگسلاوي به سمت فرمانده كل گروه ناظران بر آتش بس ميان ايران و عراق.21/5/1367- ورود يك ديپلمات انگليسي به ايران ارزيابي امكان بهبود مناسبات با ايران.    شرحی بر تلاش سربازان شیطان در حالی که عراق با بازپس‌گیری اغلب مناطقی که طی سال‌های گذشته از دست داده بود. می‌رفت تا با اقدامات بعدی صحنه نبرد را بیش از پیش به نفع خود تغییر دهد. پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران در تاریخ 27/4/1367 موجب گردید ارتش عراق در اقدامی شتاب زده، منطقه خوزستان را بار دیگر مورد هجوم گسترده قرار داده و تا جاده اهواز ـ خرمشهر پیشروی کند و خرمشهر را نیز در معرض تهدید قرار دهد. این تهاجم عراق ـ که دو بار دیگر نیز تکرار شد ـ با مقاومت شدید سپاهیان اسلامی خنثی و ارتش عراق تا مرز، عقب رانده شد. به این ترتیب، دشمن در حالی که از تصرف خوزستان ناامید شده بود، تهاجم دیگری را در تاریخ 3/5/1367 از طریق مرکز کرمانشاه و با به کارگیری نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) آغاز نموده و در حالی که اغلب یگان‌های ایران در جبهه جنوب مستقر بودند، تا تنگه چهار زبر (بین اسلام‌آباد و کرمانشاه) پیشروی کرد.     در پی حرکت دشمن، قوای خودی به سرعت وارد عمل شده و با انجام عملیات موسوم به «مرصاد» به مقابله با منافقین برخواستند. هدف انهدام عناصر ضد انقلاب (منافقین)  استعداد دشمن منافقین، حدود 30 تیپ رزمی جهت تهاجم خود به خاک ایران تشکیل داده بودند. هر تیپ 170 نفر نیروی رزمی (20 زن و 150 مرد) در اختیار داشت که به همراه نیروهای پشتیبانی به 280 نفر می رسید و دارای دو گردان پیاده، یک گردان تانک، یک گردان ادوات و یک گردان ارکان و پشتیبانی رزم بود. تعداد کل نیروی رزمنده حدود 5200 نفر و نیروی در صحنه به حدود 7000 نفر می رسید.   تجهیزات منافقین نیز عبارت بود از‌:120 تانک سبک کاسکا و پل برزیلی، 40 نفربر PMP، 30 توپ 122 میلی‌متری، حدود 240 خمپاره‌، 1000 آرپی جی هفت، 700 تیربار، 20 توپ 106 میلی‌متری، 60 مسلسل دوشکا و حدود 1000 خودرو.  سازمان رزم خودیقرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص)قرارگاه نجف لشگر 6 پاسداران به استعداد 7 گردان لشگر 32 انصار الحسین(ع) به استعداد 7 گردان لشگر 57 اباالفضل(ع) به استعداد 2 گردان لشگر 155 ویژه شهدا به استعداد 3 گردان لشگر 9 بدر به استعداد 6 گردان تیپ مستقل 12 قائم(عج) به استعداد 3 گردان تیپ مستقل 75 ظفر به استعداد 1 گردان تیپ مستقل 66 ولی امر(عج) به استعداد 3 گردان تیپ مستقل 36 انصار المهدی به استعداد 3 گردان معاونت فرهنگی قرارگاه نجف به استعداد 1 گردان کمیته انقلاب اسلامی به استعداد 2 گردان قرارگاه مقدم نیروی زمینی سپاه لشگر 27 محمد رسول الله(ص) به استعداد 4 گردان لشگر 17 علی ابن ابیطالب(ع) به استعداد 1 گردان لشگر 33 المهدی(عج) به استعداد 1 گردان لشگر 71 روح الله  به استعداد 3 گردان سپاه ناحیه لرستان به استعداد 2 گردان قرارگاه سپاه هشتم لشگر 5 نصر به استعداد 2 گردان تیپ مستقل 29 نبی اکرم (ص) به استعداد 4 گردان تیپ مستقل 59 مسلم بن عقیل به استعداد 1 گردان قرارگاه رمضان به استعداد 1 گردان نیروهای کرند و اسلام آباد به استعداد 1 گردان عناصری از لشگر 21 امام رضا(ع) وتعدادی از نیروهای  ارتش شرح عملیات پذیرش قطعنامه598، از سوی ایران، عراق را در بن بست سیاسی و نظامی قرار داد، و بر گروه ها و عناصر «اپوزیسیون» نیز شوک شدیدی وارد ساخت. در این میان، منافقین تنها گروهی که همه حیثیت و هستی خود را در گرو جنگ نهاده بودند، برای خروج از بن بست، توطئه ای که ماموریت اجرای آن را به عهده داشتند را به مرحله اجرا در آوردند. آنان در تحلیل های دورن گروهی خویش، امکان قبول آتش بس از سوی ایران را ناممکن دانسته و باور داشتند که جمهوری اسلامی زمانی قطعنامهرا می پذیرد که از جنبه های سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن بست کامل رسیده باشد و تحت چنین شرایطی سقوط حتمی، و قدرت به سازمان منتقل خواهد شد. بنابراین فرصت پیش آمده را زمان مناسبی دانسته و علی رغم آن که طرح حمله به ایران برای سالگرد جنگ تدارک دیده شده بود، زمان آن دو ماه به جلو انداخته شد. عراق به حمایت و پشتیبانی تسلیحاتی و هوایی از منافقین، نیروهای خود را از انجام دخالت مستقیم در ورود به عمق خاک ایران برحذر داشت و ابتدا برای کاستن از حجم نیروهای خودی در غرب، اقدام به تک وسیعی در خرمشهر نمود وسپس با هجوم و آتش سنگین در منطقه سرپل و صالح آباد، این مناطق را تصرف کرده و راه ورود منافقین به داخل را هموار ساخت، عراق هم چنین، پس از ورود منافقین به داخل، جهت پشتیبانی در چندین نوبت، اقدام به بمباران هوایی خطوط و نیروهای ایرانی کرد و هلیکوپترهای نیروبر عراق نیز، مرتبا به پشتیبانی منافقین مشغول بودند. هدف منافقین از حمله در عمق خاک ایران،  با چندین  تانک برزیلی دجله (دارای چرخ های لاستیکی و سرعتی معادل 120 کیلومتر در ساعت)، تسخیر چندین شهر و در آخر رسیدن به تهران و بدست گرفتن قدرت بود، بر طبق زمانبندی، نیروها بایستی ساعت 6 بعد از ظهر روز دوشنبه 3 مرداد به کرند و ساعت 8 شب به اسلام آباد و 10 شب به کرمان شاه رسیده و در این شهر، دولت خویش را اعلام نمایند. اگر چه در ساعت های  مقرر به کرند و اسلام آباد رسیدند، اما در مسیر اسلام آباد – کرمان شاه و گردنه حسن آباد، از پیشروی آن ها جلوگیری شد.  در این عملیات (فروغ جاویدان) منافقین با 25 تیپ ( هر تیپ 200 نفر) شرکت داشتند و بدین ترتیب مجموعاً بین 4 تا 5 هزار نیروی عملیاتی وارد ایران شدند.  مقارن ساعت 14:30 در تاریخ 3/5/67 منافقین و ارتش عراق عملیات مشترک خود را با هجوم زمینی از طریق سرپل ذهاب  و هلی برد  از جنوب گردنه پاطاق (نزدیکی سرپل ذهاب) آغاز و به طرف شهر کرند غرب پیشروی کردند و حدود ساعت 18:30 اولین تانک های عراقی با آرم منافقین وارد شهر شدند و پس از تصرف شهر به طرف اسلام آباد غرب پیشروی کرده، به محض رسیدن به مدخل شهر، اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و هم چنین تیراندازی و آشفته نمودن اوضاع کردند. تعدادی از نیروهای سپاه و مردم با آنان درگیر شدند که به علت عدم انسجام نیروها و آمیختگی منافقین با مردم، اوضاع از کنترل نیروهای نظامی خارج، و شهر به تصرف آن ها در آمد. سپس با استفاده از تعداد زیادی تانک دجله و خودرو نیروهای پیاده به طرف کرمان شاه عزیمت کردند که در منطقه حسن آباد (20 کیلومتری اسلام آباد) به دلیل سازماندهی جدید رزمندگان ایرانی و جمع آوری نیرو، منافقین زمین گیر شدند. نیروهای خودی در فاصله 200 متری آنان در ارتفاعات  چهارزبر ضمن تشکیل خط پدافندی با آنان درگیر شده، و بعد از ظهر 4 مرداد با محاصره شهر اسلام آباد، به منظور انسداد عقبه و راه فرار، سه راه اسلام آباد –  کرند را قطع، و آن ها را محاصره کردند. نیروهای اسلام در روز 5 مرداد عملیات  مرصاد را به رمز یا علی بن ابی طالب (ع) آغاز نمودند و طی چندین ساعت، صدها تن از منافقین را به هلاکت رسانده، و مابقی را به فرار وا داشتند. در این عملیات، رزمندگان اسلام از قسمت سه راهی اهواز (پشت پمپ بنزین اسلام آباد) دشمن را دور زدند و تلفات زیادی به منافقین وارد کردند. در این عملیات بیش از 2500 تن از منافقین به هلاکت رسیدند و بیش از چهارصد دستگاه خودرو، نفربر و تانک آنان منهدم شد.   نتایج عملیات- عقب راندن دشمن از خاک ایران اسلامی - به هلاکت رساندن حدود 2000 نفر و به اسارت درآوردن 250 تن از نیروهای دشمن. عملیات مرگ در سالگرد عملیات موسوم به فروغ جاویدان و آشنایی با آنکه از سوی گروه تروریستی مجاهدین به جهت نجات از نابودی و سوختن کامل در خاک عراق انجام گرفت، چند محور از مسائل و مقدمات مرتبط با این عملیات از نظرتان می گذرد:پس از این که سازمان نتوانست با انجام عملیات نظامی در داخل کشور به خواست خود که سرنگونی حکومت ایران بود برسد، تمام نیروهای خود را در راستای جنگ جبهه ای متمرکز نمود و با یک ائتلاف استراتژیک با صدام، سعی نمود تا از تضاد جنگ به نفع خود بهره برده و با هدف تصرف حاکمیت در ایران، مقدمات یک قیام عمومی را مهیا کند!گرچه رهبری سازمان و بخصوص رجوی کاملآ به این قضیه اشراف داشتند که اینگونه حرکتها، به هیچوجه نمی تواند زمینه ساز یک قیام عمومی باشد، لیکن این تحلیل را برای مصارف داخلی و کشاندن نیرو به پای عملیات خرج می کردند.1/الف )، طراحی عملیات:برنامه ریزی زمان عملیات و تحلیل‌های مجاهدین پیرامون این زمانبندی سازمان بعد از عملیاتهای پراکنده و با جمع بندی که از آن عملیاتها داشت ( خصوصاً عملیات‌های فکه و مهران ) به این نتیجه رسید که در سیر حرکت این مرحله سرعت داشته و زمان، زمانی است که زمینه برای قیام عمومی و تسلیح توده‌ها در جهت جنگ مسلحانه علیه نظام و تصرف قدرت نزدیک است.و از طرف دیگر با تهیه و تدارک عملیات بزرگ،زمینه عملی را برای انجام این عملیات آماده می کرد، به عنوان نمونه اقدام به شناسایی‌ها و جمع آوری اطلاعات از مراکزی که در طول مسیر عملیاتشان قرار داشتند، نشانگر این واقعیت است که سازمان از مدتها قبل چنین عملیاتی را برنامه ریزی کرده بود، منتهی مترصد فرصت و شرایط مناسبی بود که بتواند با استفاده از آن شرایط این عملیات را انجام دهد.* شواهد:_ مریم رجوی بعد از عملیات مهران گفت: "..... عملیات آینده ما از هر نظر هم از نظر کیفی و هم از نظر کمی با عملیات‌های قبل فرق دارد که در آینده متوجه خواهید شد و......" _ اظهارات صدام در مراسم تشویق خلبانان بعثی در بعد از عملیات مجاهدین در مهران:"..... و مدتی دیگر می بینید که مجاهدین خلق به عمق بیشتری در داخل ایران نفوذ می کنند و مردمی از ملل ایران به آنها ملحق می شوند تا با رژیم در ایران بجنگند."_ رجوی در نشست مجاهدین در سه روز قبل از عملیات گفت:" در عملیات فکه مقر گردان را گرفتیم، در مهران از مقر گردان گذشتیم و یک خیز برداشتیم و مقرتیپ و لشکر را گرفتیم، این کار ما در جنگ‌های کلاسیک جور در نمی آید، رشد ما جهشی بوده است، لذا سوژه آینده ما تهران است."_ گفته‌های یکی از کادرهای سازمان پیرامون اهداف ارتش و زمینه‌های ایدئولوژیکی آن در اوایل سال 67 " در جوهر جنگ نوین آزادیبخش ما درست حلقه ای را چنگ زده ایم که قبلاً درست یا به غلط از دست در رفته بود و آن جنگ ایران و عراق است."" در چشم انداز نوین آزادیبخش این هست که ما دستگاه نظامی رژیم را بلرزانیم، این از تأثیرات مقدماتی جنگی که آغاز کرده ایم مشخص می شود." " تفاوت طلسم شکنی در جنگ شهری ( پاسدار کشی ) و جنگ نوین آزادیبخش این است که اولی فقط به اختناق ضربه می زند و دومی هم به اختناق و هم به سرپوش اختناق."" دستگاه پاسدار کشی و دستگاه جنگ آزادیبخش نوین تقاوتش این است که این بار رژیم خودش آمده است پای مرز و ما باید کمرش را پای مرز بشکنیم."" وقتی کسی پاسدار کشی را دستگاه ذهنی خود می کند، یعنی این رژیم را ثبات دار می انگارد و خلاصه یعنی این رژیم حالا حالاها هست."" هر بار می رویم و بر می گردیم، یک موقع می زنیم و یک موقع می خوریم، ولی کمر رژیم را یکبار می شکنیم و می رویم که می رویم، بنابراین برای این تصویر چشم انداز سرنگونی وجود دارد."" وقتی می گوییم کمر رژیم می شکند یعنی طلسم شکسته می شود، طلسم شکن، سقوط رژیم متفاوت است."" در چشم انداز فعلی جنگ آزادیبخش نوین ما که تجربه جدیدی در تاریخ معاصر است از توقف و سکون خبری نیست، یعنی خیز اول برای تهران، خیز آخر هم هست به این معنی که یا رژیم کمر ما را می شکند و یا ما کمر رژیم را می شکنیم، یعنی در هر حال از سکون و استقرار خبری نیست، یعنی مرکز فرماندهی ارتش آزادیبخش یا در خاک تحت حاکمیت عراق است و یا در تهران."" وقتی پروسه 9 ماه گذشته ارتش آزادیبخش را نگاه می کنیم و حالا که محتوای خط را می بینیم مهمترین انتقادی که به پروسه قبلی می توانیم بکنیم، تمام عیار نجنگیدن است."ثانیاً با توجه به اظهارات فوق ( صدام و رجوی ) می توان نتیجه گرفت که برنامه ریزی شروع عملیاتهای ارتش مزدور صدام از فروردین سال 67 و در راستای آن طرح خط فوق به این سرعت در سازمان، یک برنامه هماهنگ با صدام بوده که صدام با ارتش منظم خود و مجاهدین نیز با راه اندازی جنگ داخلی، حکومت ایران را ساقط نمایند.آنچه مسلم است این است که مجاهدین طبق برنامه ریزی خود، بنا بود تا یکی دو ماه بعد دست به این عملیات بزند لیکن عوامل زیر باعث تسریع در تصمیم گیری برای شروع عملیات شد:• سرعت تغییر و تحولات در جبهه‌های جنگ ایران و عراق ( از زمان مسئله فاو تا بعد از آن.....) • قبول قطعنامه 598 از طرف جمهوری اسلامی.بنا به تحلیلی که گروه از عوامل ذکر شده داشت به این نتیجه رسید که سیستم نظامی جمهوری اسلامی ( ارتش و سپاه ) از هم پاشیده و قبول قطعنامه از طرف ایران نیز به دلیل اوج درماندگی و استیصال می باشد، لذا زمان و شرایط مناسب است و بایستی ضربه نهایی را وارد کرد.بر حسب این تحلیل و نتیجه گیری و این که اگر الان اقدام نکنیم ممکن است با پذیرش قطعنامه و اعلام آتش بس بین طرفین جنگ، دیگر فرصتی پیش نیاید، به طور عجولانه و در کوتاهترین زمان دست به کار شدند و علیرغم نقص شناسایی‌ها، سازماندهی، تدارک و پشتیبانی، هماهنگی عوامل خارجی، به مدت یک هفته بعد از قبول قطعنامه دست به عملیات احمقانه زدند.* شواهد:_ رهبری مجاهدین می گوید:" علت تسریع عملیات قبول قطعنامه 598 توسط ایران بود، طلسم جنگ در حال شکستن است و ما باید طلسم اختناق را بشکنیم و باید آماده باشیم که به محض اعلام، اقدام نماییم. رژیم شل شده و برای حفظ خودش و با توجه به انزوای بین المللی و فشارهای خارجی قطعنامه را قبول کرده است."" پذیرش قطعنامه مژده بزرگی است برای خلق و ارتش آزادیبخش که سرنگونی رژیم صد در صد قریب الوقوع است، رژیم زمانی صلح را می پذیرد که در اوج درماندگی باشد و حالا که این شرایط فراهم شده پس باید سریع حرکت کرد و ضربه نهایی را بر فرق رژیم فرود آورد."" ما این طرح و برنامه را از قبل داشتیم و همه چیز آماده بود، اما واقعیت این است که نمی خواستیم به این سرعت انجام دهیم، لیکن جریان قطعنامه این جریان را تسریع کرد."_ یکی از مسئولین مجاهدین می گوید:این موضوع که سرنگونی رژیم در کوتاه مدت ممکن است باز هم برایم مشخص نبود، ولی با عملیات مهران آن قدر چشم انداز پیروزی برایم نزدیک قرار گرفت که نسبت به قبل قابل مقایسه نیست، به امید روزی که از مرزهای رژیم در طول نوار مرز عبور کنیم و با تسلیح توده‌ها میهن عزیزمان را برای فتح تهران در نوردیم.2/الف )، اهداف مجاهدین از عملیات:اهداف اصلی گروه در این عملیات به صورت محوری عبارت بودند از:• تصرف تهران و سقوط جمهوری اسلامی!! • شکستن طلسم اختناق در ایران • امضاء پیمان صلح میان ایران و عراق توسط خودشان • اعلام دولت موقت جمهوری دمکراتیک اسلامی در باختران، پس از فتح کرمانشاه و نهایتاً در تهران، پس از فتح تهران * شواهد:_ گفته‌های رجوی در نشست:"..... وقتی کرمانشاه را گرفتیم اعلام حکومت موقت می کنیم تا آنها به تهران برسند و بعد هم در تهران نیز.... "" پس از فتح تهران چند نفر از رهبران با مردم صحبت می کنند و به مردم اسلحه می دهند و ما صلح با عراق را امضاء می کنیم و.... "".... طلسم جنگ که شکست، ما هم طلسم اختناق را می شکنیم و مردم هم ما را یاری می کنند و به ما می پیوندند و پس از آن کشورها ما را به رسمیت می شناسند و.... "3/الف )، سازماندهی:در مقدمه این بحث بایستی، ذکر شود که سازماندهی مجاهدین تا زمان عملیات در مهران ( 5/1 ماه پیش ) حدود پانزده تیپ بود که استعداد هر تیپ حدود 250 نفر می شد.در بعد از عملیات مهران به دنبال تصمیم گیری که برای عملیات فتح تهران تا چند ماه آینده داشت، اقدام به جذب نیرو از اسرا در اردوگاه‌های عراق نمود.و نیز اقدام به جذب نیرو از اردوگاه‌های خودشان و فرا خوانی هواداران خارجی خود (حتی افراد منفعل و مسئله دار ) نمود، یعنی کلیه توان سازمان در بعد از عملیات مهران صرفاً در جهت جذب نیرو و تکمیل شناسایی‌ها برای عملیات بود.آنچه در تحلیل‌های سازمان به وضوح دیده می شود، کمبود نیرو است، در عراق مطرح بود " امروز مشکل اساسی ما نیرو است، نیرو، نیرو " مجاهدین جهت رفع این مشکل و با توجه به این که خط خروج از داخل به بن بست رسیده بود سعی وافر داشته تا اسرای نظامی را از روش‌های مختلف جذب و در تیپهای خود سازماندهی و آماده عملیات بزرگ نماید._ یکی از اسرای ایرانی که جذب مجاهدین شده و در عملیات شرکت داشته و هم اکنون از این گروه جدا شده می گوید:"..... بعد از اسارت ما در دست مجاهدین در اردوگاه برنامه‌های رفاهی و تبلیغی خیلی زیادی را برای جذب اسرا ترتیب داده بودند و از طرف دیگر اکثراً اسرا منتظر آزاد شدن بودند، ولی یک روز از طرف مسئول اردوگاه اعلام شد که هر کس در یک عملیات شرکت کند آزاد خواهد شد، که با این تبلیغات در مرحله اول حدود 600 نفر به صورت داوطلب به مجاهدین پیوستند."_ یکی از مسئولین سابق مجاهدین در آمریکامی گوید:"..... ابتدا مرا به عنوان نیروی پشت جبهه و بهره برداری از تخصصم به منطقه آوردند، ولی وقتی وارد منطقه شدم فهمیدم که پشت جبهه ای وجود ندارد و همه اش خط مقدم است، من نیز از خارج کشور آمدم و در عملیات به عنوان راننده ایفا از من استفاده می شد.""..... در رابطه با تربیت سرباز که پایه نیرویی ارتش آزادیبخش است، اگر به شیوه‌های میکرو ( یعنی تبدیل به مجاهد خلق ) استفاده کنیم، جواب ندارد، چون اشل جذب نیرو ماکرو است.بنابراین باید به شیوه‌های ماکرو متوسل شد، یعنی این نیروها عنصر خود آگاه و روشنفکر ( مثل ما ) نیستند که انتخاب کرده باشند و شیب را سر بالایی آمده باشند اینها نیروهایی هستند که شیب را سرپایینی آمده اند."نهایتاً با پیش آمدن مسئله قطعنامه 598 تسریعی در کار برنامه ریزی و سازماندهی مجاهدین پیش آمد که جزئیات آن به شرح زیر می باشد:• سازماندهی سابق ارتش که شامل 15 تیپ می شد، کلاً به هم خورد.• حدود 5 روز قبل از عملیات از تعداد 700 نفر اسیر داوطلب ایرانی که از قبل کار فکری بر روی آنها شده بود، ثبت نام به عمل آمد و پس از سازماندهی و آموزش یک روزه در دسته‌های 30 _ 20 نفره در کلیه تیپ‌های مجاهدین ادغام شدند.• خطی به مراکز دفاتر سازمان در کشورهای خارج داده شد که حدود % 50 از نیروهای سازمان، اعم از هوادار و عضو به عراق فراخوانی شدند، که بعضی از این نیروها هنگام حرکت ستون‌های نظامی برای عملیات به یگان‌ها پیوستند.• تیپ‌های مستقل امداد، زرهی، توپخانه، پشتیبانی، تیپ‌های اسرا و زنان منحل و در سایر تیپ‌ها ادغام شدند. که نهایتاً و در مجموع حدود 25 تیپ و واحدهای ستادی بنام‌های تسلیحات، هوا نیروز، ترابری، مخابرات، امداد، اردوگاه و دفتر ستاد سازماندهی شد که با توجه به استعداد نیرو و تجهیزات هر تیپ، کل استعداد به کار گرفته شده، اعم از نیرویی و تجهیزات به قرار زیر بوده است:   * تجهیزات: • انواع خودروهای زرهی ( تانک و.... ) حدود 70 دستگاه • تفنگ 106 حدود 100 قبضه   • موشک سام 7 ( سهند ) حدود 50 قبضه • پدافند هوایی یک، دو و چهار لول حدود 100 قبضه   • انواع خمپاره 81 _ 60 کماندویی حدود 300 قبضه • سلاح دوشکا حدود 60 قبضه   • انواع خودرو ( هینو، ایفا، لندکروز، تویوتا و... ) حدود 1000 دستگاه   نیرو: بر اساس اظهارات فرماندهان ارتش توان نیرویی که در عملیات به کار گرفته شد نزدیک به 5000 نفر بوده است.   مجاهدین در سازماندهی جدید ارتش خود به دلیل کمبود نیرو و شتاب در تصمیم گیری به عملیات، استعداد و نفرات هر تیپ را از 250 نفر به 152 نفر و حداکثر 180 نفر تقلیل داده و نیروهای جدید الورود را نیز بدون آموزش کافی بعضاً در حد یک روز یا دو ساعت، در تیپ‌ها سازماندهی نمود. ضمناً به دلیل کمبود کادر فرماندهی نیز مجبور شد که از اکثرمسئولین خود که فاقد تخصص در زمینه فرماندهی نظامی بودند استفاده نماید، نهایتاً با بسیج کلیه نفرات و امکانات واردجنگ با جمهوری اسلامی شدند. 4/الف )، نحوه عملیات: یک روز بعد از مطرح شدن قطعنامه 598 توسط ایران یعنی در مورخ 28/4/67 از طرف رهبری مجاهدین به کلیه نیروها آماده باش داده شد و کلیه مسافرت‌ها و ترددها نیز قطع شد و پیام رجوی جهت نیروها قرائت شد. " طلسم در حال شکستن است و رژیم شل شده و باید ضربه کاری را بزنیم، آماده باشید و.... " و فرمانده و تیپ‌ها نیز برای افراد خودشان سخنرانی نموده و آنها را به انجام یک عملیات بزرگ که شکست جمهوری اسلامی را در پی دارد، نوید می دادند!!!   یکی از اعضای جداشده مجاهدین در این رابطه می گوید: " برنامه‌های سازمان تا 4 روز قبل از عملیات تقریباً در رده‌های پایین عادی بود و افراد کارهای عادی و روزمره خود را انجام می دادند، به طور مثال یکسری از بچه‌های محمود قائم شهر کار ساختمان سازی می کردند و فقط یک نصف روز باقی مانده بود تا ساختمان را تحویل دهند، بدون مقدمه به آنها گفته شد:   " دیگر کارگر نگیرید، ( از کارگران عرب و سودانی استفاده می کردند ) و کار را تعطیل کنید." در این رابطه اعتراضاتی شد که به آنها گفته شد شما نمی فهمید، دیگر این کارها به درد نمی خورد و بعداً می فهمید. " شکل کار و صحبت‌ها طوری بود که معلوم بود با عجله کار شده است، مثلاً افرادی را که با تانک‌های جدید آشنایی نداشتند و وارد نبودند را آموزش فوری می دادند، ماشین‌های نو و دست دوم می آوردند و.....   یا این که گفته بودند که هر کس نیاز و کمبودی دارد خودش از انبار تدارکات بگیرد و کمبودهای تجهیزاتی را جبران می کردند و ماشین‌های خراب را به سرعت تعمیر می کردند و.... " " در رابطه با شناسایی‌ها به طور مشخص از جایی کمک گرفته بودند و احتمالاً عناصری را نیز قبلاً برای تخلیه آماده کرده بودند. ( اسرا ) "   " تا قبل از نشست رجوی در سه روز قبل از عملیات هیچ گونه آموزش توجیهی به نیروها داده نشد و کسی مطلع نبود و.... " " فضای عجله کاری خیلی بالا بود و تا آن شب که صبح حرکت کردیم، نیروها تا ساعت 10 شب کار می کردند، بعضی سلاح‌هایشان کامل نبود، کلاش به آنها نرسیده بود و کلت داده می شد، مسئولین مرتب می گفتند که عجله کنید و ساعت را مشخص می کردند و..... "   برنامه ریزی زمان شروع عملیات تا...   هماهنگی با عراق: در ابتدا لازم به ذکر است که از ابتدای استقرار مجاهدین در کردستان عراق و مراحل طی شده،گروه کلاً با مساعدت و همکاری عراق هرگونه حرکتی را انجام می داد.   از زمانی که مجاهدین عملیات‌های لب مرز خود را شروع کرد، از اولین عملیاتش تا عملیات فروغ با هماهنگی عراق و با پشتیبانی تدارکاتی، اطلاعاتی، آشتباری و.... عراق بوده است. آنچه در صحنه جنگ مشخص گردید این بود که یک تیپ به هیچ وجه قادر به خط شکنی و عملیات منظم بر علیه یک خط پدافندی نبوده است. تجهیزاتی که در اختیار این تیپها قرار داشت،عمدتاً سوار بر خودروهای چرخ لاستیکی بوده و فاقد آتش توپخانه متحرک و حجم آتش نزدیک ( مینی کاتیوشا ) صرفاً قادر به جنگ در شهر و یا ایجاد آشوب در شهرها می باشد.   این تحلیلی بود که پس از فروغ، رجوی در سال 1369 در جمع فرماندهان آن را به زبان آورد، امری که در هنگام عملیات فروغ از آن اطلاع داشت و به همین خاطرسازماندهی یکسره به سوی آموزش زرهی رفت. لذا اگر عراق به دنبال پذیرش قطعنامه 598 از جانب ایران عملیات خود را که با استفاده از لشکرهای گارد و نیروی مخصوص در غرب کشور انجام داده و منجر به سقوط قصر شیرین و گیلان غرب و پیشروی وی تا سر پل ذهاب گردید، انجام نمی داد و مجاهدین اگر از درگیری جدی با نیروی نظامی ایران با ارتش عراق مطمئن نمی گردیدند، قطعاً قادر به طرح ریزی و انجام این عملیات نبودند.   در حقیقت عملیات مجاهدین سه مرحله داشته، که دو مرحله آن توسط عراق و مرحله سوم آن توسط سازمان انجام پذیرفت، مرحله اول یورش وسیع عراق به غرب کشور و ساقط کردن خطوط دفاعی ایران تا سرپل ذهاب و مرحله دوم آن حمله عراق به جنوب با هدف خرمشهر و زمین گیر کردن سپاه در جنوب و مرحله سوم ستون شکنی و در حقیقت راهپیمایی مجاهدین با سرعت به سمت تهران.   سایر همکاری‌ها و پشتیبانی‌های عراق عبارت بودند از:   • پشتیبانی هوایی اعم از هلیکوپترهای توپدار و هواپیماهای جنگنده جهت بمباران کردن مراکز تجمع و مواضع دفاعی نیروهای ایران. • حمله هوایی به پایگاه‌های هوایی نوژه و دزفول جهت از کار انداختن این دو پایگاه.   • واگذاری اطلاعت مسیر و ترتیب نیرو و..... در این باره جداشدگان از مجاهدین می گویند:   رجوی در رابطه با عراق گفت: " صاحبخانه از عملیات هوایی برای ما دریغ ندارد و ما را پشتیبانی هوایی می کند، در پشتیبانی هوایی قرار است که مراکز نظامی را مورد هدف قرار بدهد و..... قرار است که در تخلیه مجروحین توسط هلیکوپتر به ما کمک کند." همچنین در نشست بزرگ که سه روز قبل از عملیات بود، نادر ( حسن نظام الملکی،مسئول هوانیروز ) در پاسخ سؤال رجوی، اظهار می دارد: " خیالتان راحت باشد، مسئله هوانیروز و هواپیمایی تا خود تهران تأمین است."   زمانبندی حرکت نیروها:: برنامه ای که جهت حرکت ستون‌های نظامی به قصد عملیات و تصرف تهران تنظیم شده بود بیشترشبیه به برنامه راهپیمایی سواره بود تا یک طرح نظامی.   • حرکت از قرارگاه، ساعت 3 بعدازظهر مورخ 3/5/67 • عبور از مرز، ساعت 4 بعدازظهر مورخ 3/5/67   • رسیدن به قصر شیرین، ساعت 5 بعدازظهر مورخ 3/5/67 • رسیدن به سرپل ذهاب، ساعت 6 بعدازظهر مورخ 3/5/67   • رسیدن به کرند، ساعت 8 بعدازظهر مورخ 3/5/67 • رسیدن به اسلام آباد، ساعت 10 شب مورخ 3/5/67   • رسیدن به باختران، ساعت 12 شب مورخ 3/5/67 • رسیدن به همدان، ساعت 5 صبح مورخ 4/5/67   • رسیدن به قزوین، ساعت 11 صبح مورخ 4/5/67 • رسیدن به تهران، ساعت 4 بعدازظهر مورخ 4/5/67   البته قرار بوده که در قزوین یک مرحله از عملیات تمام شود و پس از یک توقف کوتاه در قزوین مرحله دوم عملیات برای تصرف تهران شروع شود. دستور العمل‌ها و ابلاغیه‌ها برای نیروها:   • حرکت تیپ‌ها به صورت ستونی باشد. • سرعت خودروها در روز حداکثر 70 کیلومتر در ساعت و در شب 50 کیلومتر در ساعت باشد.   • فاصله دو تیپ در روز حداکثر 150 متر و در شب حداکثر 100 متر باشد. • فاصله هر دو خودرو 35 الی 50 متر باشد.   • به محض رسیدن به شهرها عناصر سپاه و حزب اللهی اعدام شوند و با مردم خوش رفتاری شود. • عکس خمینی پایین کشیده شود.   • اسناد و مدارک ادارات حفظ شود. تقسیم بندی تیپ‌ها و محورهای عملیاتی مجاهدین و وظایف هر یک:   مجاهدین بعد از سازماندهی جدید در ارتش که با شتاب انجام داد، جهت دستیابی به اهداف خود در این عملیات کلیه تیپ‌ها را بنا به نوع مأموریتی که داشتند در محورهای مختلف تقسیم بندی نمود: • محور اول عملیاتی بر عهده مهدی برائی ( احمد واقف) بود، وی تیپ‌های منصور، حجت و جهانگیر را در اختیار داشت. مأموریت وی نیز تصرف کرند و اسلام آباد بود که عمل کرد.   • محور دوم عملیاتی بر عهده ابراهیم ذاکری (صالح) بود. وی تیپ‌های جعفر، شهره، جلیل، رحیم و سوسن را در اختیار داشت. مأموریت این محور پیشروی از اسلام آباد به طرف باختران و تصرف شهر کرمانشاه بود، که در 35 کیلومتری کرمانشاه کلیه تیپ‌ها زمین گیر شده و منهدم شدند. • محور سوم عملیاتی بر عهده محمود مهدوی ( محمود قائم شهر) بود. وی تیپ‌های بهمن و جواد را در اختیار داشت و مأموریت وی نیز پیشروی از کرمانشاه به طرف همدان و تصرف شهر همدان بود.   ضمناً فرماندهی تیپ بهمن نیز با خود محمود مهدوی بود ( البته تعداد تیپ‌های محمود قائم شهر 3 تیپ بود که بنا به اظهارات رجوی، می بایست یکی از تیپ‌ها پس از انجام مأموریت به کمک محمود عطائی جهت تصرف تهران! اعزام شود.) • محور چهارم عملیاتی بر عهده مهدی افتخاری ( ناصر) بود. وی تیپ‌های ادیب و حمید رادیو را در اختیار داشت، مأموریت وی پیشروی از همدان به طرف قزوین و تصرف شهر قزوین بود.   • محور پنجم عملیاتی بر عهده محمود عطائی رئیس ستاد ارتش مجاهدین بود. معاونت عملیاتی وی در این محور نیز با مهدی ابریشمچی بود. این محور تیپ‌های آذر، حبیب، سعید، سیاوش، منوچهر، فائزه، افسانه، فضلی، کاظم سرور، فرشید، مسلم و لیلا را در اختیار داشتند و مأموریت این محور پیشروی از قزوین به طرف تهران و تصرف تهران بود. نهایتاً مجاهدین در مورخ 3/5/67 ساعت 3 بعدازظهر عملیات خود را به نام فروغ جاویدان شروع نمود. در لحظه حرکت تیپ‌ها رجوی برای بدرقه در محل حاضر شده و اظهارات مختصری برای نیروها می کند، از جمله:   " مریم گفته است در اوین را که باز کردید اول سلام مرا برسانید و.... " ساعت 4 بعدازظهر از مرزهای بین المللی عبور کرده و وارد خاک ایران می شوند، از آنجایی که رژیم عراق نیز تجاوز خود را تا شهرهای قصر شیرین و سرپل ذهاب گسترش داده بود،مجاهدین نیز بدون درگیری و عبور از خط وارد شهرهای قصر شیرین و سرپل ذهاب شده و پس از عبور از کرند به طرف اسلام آباد پیشروی کردند و حدود ساعت 30/9 شب به اسلام آباد رسیده و شهر را تصرف کردند.   و پس از عبور از شهر تا 35 کیلومتری کرمانشاه یعنی تا ارتفاعات حسن آباد پیش رفته بودند که حوالی ساعت 30/11 همان شب توسط نیروهای ایران از پیشروی آنان جلوگیری به عمل آمد. و نهایتاً تیپ‌های پیشروی!!! سازمان در این گردنه متوقف و زمین گیر شده و با تمام تلاش و کوششی که به عمل آوردند با کمی پیشروی تا گردنه چهار زبر نتوانستند ادامه دهند و منطقه تبدیل به گورستانی برای آنان شد.   ب )، تلفات وارده برمجاهدین: به دلیل زمانبندی عملیات مجاهدین در دسترسی به اهداف خود که قرار بود یک روزه به تهران برسند، سازمان کلیه تیپ‌های خود را وارد منطقه نمود ؛   و پس از تصرف اسلام آباد در ساعت 30/9 شب به غیر از آن تیپ‌هایی که مأموریت حفظ اسلام آباد را به عهده داشتند، بقیه تیپها ( حدود 22 تیپ ) از شهر اسلام آباد گذشته و به طرف باختران در طول مسیر جاده در حرکت بوده اند ؛ که با ایجاد درگیری در گردنه حسن آباد و پس از مدتی در چهار زبر این تیپ‌ها در کنار جاده گسترش پیدا کرده و در ارتفاعات اطراف جاده مستقر شدند و در طول عملیات نیز در محورهای مختلف با نیروهای ایران درگیر بوده اند. در مجموع با توجه به ضربات وارده بر مجاهدین در دو روز درگیری مشخص شد اکثر تیپ‌هایی که از مجاهدین وارد منطقه شدند متحمل خسارات سنگینی شده اند که در ارقام زیر آورده شده است:   • تعداد کشته‌ها نزدیک به دو هزار نفر ( مجاهدین در آخرین آمار خود 1600 نفر اعلام کرده است.) • تعداد مجروحین نزدیک به دو هزار نفر   • ادوات و تجهیزات از بین رفته، حدود 300 دستگاه انواع خودرو و حدود 80% از تجیهزات انفرادی و جمعی و ادوات. • ادوات و تجهیزات به جای گذاشته شده، حدود 500 دستگاه تانک و خودرو، مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات انفرادی و وسائل شخصی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 16:9  توسط Ehsan shirkoul   | 

مرحله دوم وسوم عملیات

عمليّات فتح‌المبين- مرحله دوم
پس از پيروزي خيره‌كننده مرحله اول عمليّات و قرار گرفتن نيروهاي اسلام در حالت تهاجمي، فرماتندهان سپاه و ارتش تصميم مي‌گيرند مرحله دوم عمليّات را با سرعت تمام آغاز كنند تا دشمن منهزم نتواند به بازسازي يگان‌هاي خود بپردازد.
با گرم شدن تنور عمليّات و پيروزي‌هاي درخشان، نيروهاي داوطلب مردمي، گروه گروه براي شركت در عمليّات به منطقه جنگي اعزام مي‌شوند. كثرت نيرو يكي از عوامل سرعت بخشيدن به مرحله دوم عمليّات مي‌شود. مرحله دوم عمليّات در كمتر از 24 ساعت، شروع مي‌شود و رزمندگان بار ديگر به مواضع دشمن متجاوز يورش مي‌برند. اين در حالي است كه راديو بغداد مثل هميشه عمليّات ايران را شكست خورده اعلام كرده و پس از آن تهديد مي‌كند كه در صورت ادامه حمله از اسلحه‌هاي گوناگون و جديد خود بهره خواهد گرفت.

 


در تاريخ 4/1/61 در ساعت يك بامداد و با رمز مبارك «يا زهرا (س)» نيروهاي اسلام هجوم‌هاي ويرانگر خود را آغاز مي‌كنندو دشمن كه توان مقابله را در خود نمي‌بيند، تيپ‌هاي جديد را از ديگر مناطق به محل درگيري اعزام مي‌كند.
رزمندگان اسلام از سه محور (تنگه رقابيه، ارتفاعات ميش‌داغ و تنگه دليجان) بر دشمن هجوم مي‌برند. در فاصله دو عمليّات دشمن بخشي از نيروهاي زرهي خود را از منطقه جنوب به طرف شمال اعزام مي‌كند و موفق مي‌شود امامزاده عباس و دشت عباس را تصرف كند.
رزمندگان اسلامك حدود 8 كيلومتر در خاك دشمن پيشروي مي‌كنند، ولي از دشمن اثري نمي‌بينند. پس از مدتي اولين ميدان مين دشمن به عمق 300 متر ديده مي‌شود و بلافاصله آتش تيربار و دوشكا به شمت رزمندگان شليك مي‌گردد. نبردي سخت در مي‌گيرد و سرانجام در نزديكي صبح دشمن با تحمل شكستي سخت، اقدام به عقب‌نشيني مي‌كند.
در جريان مرحله دوم درگيري، لشكر يك مكانيزة عراق ضربات سختي را متحمل مي‌شود. با روشن شدن هوا، نيروي هوايي دشمن وارد عمل مي‌شود كه با پدافند قوي آتشباري ايران، تعدادي هواپيما ساقط مي‌شوند و بقيه با بمباران‌هاي بي‌هدف، آسمان منطقه را ترك كرده و از معركه مي‌گريزند.
دشمن پس از عقب‌نشيني موقت، بار ديگر در منطقه و ارتفاعات حساس رقابيه اقدام به پاتك سنگين مي‌كند و با تمام قوا تلاش مي‌كند منطقه را در كنترل بگيرد، كه با مقاومت كم‌نظير قواي اسلام مواجه مي‌شود. در اين نبرد شديد تعدادي از تانك‌هاي دشمن مورد هدف قرار گرفته و در آتش مي‌سوزند و تعداد زيادي از فريب‌خوردگان ارتش عراق كشته مي‌شوند و تعدادي هم به اسارت رزمندگان اسلام در مي‌آيند.
بدين ترتيب بار ديگر دشت عباس و رقابيه از چنگ دشمن خارج مي‌شود. آرايش دشمن به هم مي‌خورد. نيروهاي عراقي به صورت سرگردان در منطقه پراكنده مي‌شوند و بناچار به جاي اول فراخوانده مي‌شوند. در نتيجه، توان رزمي آنان لحظه به لحظه با تهاجم نيروهاي ايران از زمين و هوا، تحليل رفته و نيروها گروه گروه خود را تسليم مي‌كنند. در پايان مرحله دوم عمليّات 65 درصد اهداف از پيش تعيين شده حاصل مي‌شود.


عمليّات فتح‌المبين- مرحله سوم
دو روز پس از پايان مرحله دوم و با اعزام‌هاي گسترده نيروهاي داوطلب مردمي و هوشياري و برنامه‌ريزي موفق فرماندهان سپاه و ارتش، سومين مرحله از عمليّات فتح‌المبين در تاريخ 7/1/61 (در نيمه شب) آغاز مي‌شود.
دشمن در محور عمليّاتي شوش به دليل تك گسترده‌اش، بهتر از ديگر محورها عمل مي‌كند، زيرا در مقابل شوش، رادار و سايت 4 و 5 كه نقش مهمي در رهگيري و كنترل منطقه ايفا مي‌كند، وجود دارد و ارتش عراق با تمام توان سعي مي‌كند آن را نگه دارد. صدام ادعا مي‌كند كه اگر ايراني‌ها بتوانند سايت 4 و 5 را بگيرند، كليد بصره را به آنها خواهد داد.
براي آزادسازي اين اهداف استراتژيك، محور نصر كه در شمال شرق منطقه عمليّاتي عمل مي‌كرد، مأموريت مي‌يابد دشمن را دور زده و در پشت سر آنها اقدام به عمليّات كند و محور مقابل دشمن (جبهة فجر) نيز مأمور مي‌شود كه با تمام قوا دشمن را از سمت مقابل مشغول كند.
اولين درگيري بين رزمندگان اسلام و محافظين سايت 5 در ساعت 20/3 آغاز مي‌شود. رزمندگان ديسگر محورها كه از تأخير بسيار زياد و درگيري نگران شده بودند، با رمز مبارك «يا زهرا (س)» حملة سهمگين خود را شروع مي‌كنند.
نيروهاي اسلام با استفاده از توپخانه دشمن كه تصرف كرده بودند و ساير آتشبارها، جهنمي از آتش براي دشمن فراهم مي‌كنند. در ساعت چهار بامداد، سايت 5 و در ساعت شش رادار به تصرف درمي‌آيد و پيشروي به سوي سايت 4 ادامه مي‌يابد. با هجوم بي‌امان، سايت 4 نيز در ساعت هفت صبح از چنگ متجاوزان عراقي آزاد مي‌شوند.
در اين لحظات، هر چهار محور فشار خود را افزايش مي‌دهند و نيروهاي وحشت‌زدة عراقي در عمليّات گازانبري نيروهاي اسلام گرفتار مي‌آيند. با انهدام گسترده نيروهاي زرهي دشمن، دود سياه رنگ حاصل از سوختن ادوات زرهي و مهمات دشمن، منطقه فتح‌المبين را فرا مي‌گيرد، به طوري كه ديده‌باني مشكل مي‌شود.
با حضور نيروهاي پياده ايران در پس مانده‌ نيروهاي سرگردان دشمن، فرار و تسليم به اوج خود مي‌رسد. هوانيروز در اين نبرد بي‌امان با شكار تانك‌ها و ديگر ادوات زرهي دشمن، كاري مي‌كند فراموش‌نشدني با آتش گرفتن تانك‌ها و انبار مهمات، دشمن رو به هزيمت مي‌گذارد و در دشت وسيع منطقه پراكنده مي‌شود.
با الحاق كامل قواي ايران در نزديك مرز بين‌المللي، راه هرگونه فرار بر نيروهاي عراقي بسته مي‌شود و بدين ترتيب نيروهاي آنان دسته‌دسته اسير شده و غنائم به دست رزمندگان اسلام مي‌افتد.
تنگه رقابيه و عين خوش مملو از اجساد دشمن مي‌شود. در آخرين مرحله، پس از رسيدن به اين دو تنگه، اهداف عمليّات به طور صددرصد حاصل و فتح مي‌شود و مهمترين مواضع پدافندي، در اختيار ايران قرار مي‌گيرد.
در اين شرايط كه شكست نيروهاي عراقي بسيار آشكار بود، راديو بغداد با شور و هيجان اعلام مي‌كند كه نيروهاي شجاع عراق همچنان در حال پيشروي به سوي دزفول و شوش هستند و قواي ايران راه فرار را در پيش گرفته‌اند.
با اين پيروزي سپاه اسلام، شادي زايدالوصفي مردم و رزمندگان اسلام را در بر مي‌گيرد و مردم در تمام كشور با چراغاني و پخش نقل و شيريني، پيروزي فتح‌المبين را همراه ايام نوروز جشن مي‌گيرند.
نتايج عمليّات
مناطق آزاد شده:
جاده دهلران، دشت عباس، عين خوش و مناطق دشت چنانه و زمين‌هاي سرخه. مناطق شمال غربي خوزستان به اسامي ابوصلبي خات، علي گره زرد، عين خوش، تينه، برتازه، رقابيه، ميش داغ، ارتفاعات 350 شاوريه، بلما، تپه چشمه و جوقينه، ارتفاع 202 و كمرسرخ.
خارج كردن شهرهاي دزفول، شوش، انديمشك، پايگاه چهارم هوايي، جاده سراسري انديمشك- اهواز و صدها روستا از زير آتش دشمن.
دستيابي به چاه‌هاي نفت ابوغريب در ارتفاعات تينه.
تصرف و تأمين 5 پاسگاه مرزي.
تجهيزات منهدم شده دشمن:
18 فروند هواپيما.
3 فروند هلي‌كوپتر.
361 دستگاه تانك و نفربر.
صدها دستگاه خودرو نظامي و مقدار قابل توجهي از انواع سلام سبك و سينگين.
يگان‌هاي منهدم شده دشمن:
لشكر 10 زرهي متشكل از تيپ 42 زرهي، تيپ 24 مكانيزه، تيپ 17 زرهي و گردان 6 از تيپ 5، لشكر مكانيزه شامل تيپ 1 مكانيزه، تيپ 27 مكانيزه، گردان‌هاي تانك اندلس، قرطبه، اشبيله و گردان 8 مكانيزه، تيپ 34 و 51 زرهي، تيپ 422، 96 و 93 پياده، تيپ 10 نيروهاي ويژه و تيپ 421 پياده.
غنايم: 150 دستگاه تانك.
170 دستگاه نفربر.
500 دستگاه خودرو.
165 قبضه توپ 182، 130 و 152 ميليمتري.
مقدار زيادي سلاح سبك و نيمه سنگين.
يك عدد كامل موشك سام 6 به همراه 3 فروند موشك.
مقدار قابل توجهي از انواع مهمات ئ...
تعداد كشته و زخمي دشمن:
25000 نفر.
تعداد اسرا: 15000 نفر.
امام خميني،‌فرمانده كل قوا، كه با اهتمام خاص به حوادث جنگ عنايت دارند، عمليّات را از طريق فرماندهان عالي جنگ تعقيب و هدايت مي‌نمايند. در يكي از شب‌هاي عمليّاتي پيامي توسط فرمانده كل سپاه، براي زرمندگان مستقر در منطقه عمليّاتي فتح‌المبين ارسال نموده و براي آنان دعا و آرزوي موفقيت مي‌كنند. رزمندگان اسلام با دريافت پيام امام، جاني دوباره گرفته و با روحيه‌اي عالي به دشمن متجاوز حمله مي‌كنند.


نتايج عمليّات
مناطق آزاد شده:
جاده دهلران، دشت عباس، عين خوش و مناطق دشت چنانه و زمين‌هاي سرخه. مناطق شمال غربي خوزستان به اسامي ابوصلبي خات، علي گره زرد، عين خوش، تينه، برتازه، رقابيه، ميش داغ، ارتفاعات 350 شاوريه، بلما، تپه چشمه و جوقينه، ارتفاع 202 و كمرسرخ.
خارج كردن شهرهاي دزفول، شوش، انديمشك، پايگاه چهارم هوايي، جاده سراسري انديمشك- اهواز و صدها روستا از زير آتش دشمن.
دستيابي به چاه‌هاي نفت ابوغريب در ارتفاعات تينه.
تصرف و تأمين 5 پاسگاه مرزي.
تجهيزات منهدم شده دشمن:
18 فروند هواپيما.
3 فروند هلي‌كوپتر.
361 دستگاه تانك و نفربر.
صدها دستگاه خودرو نظامي و مقدار قابل توجهي از انواع سلام سبك و سنگين.
يگان‌هاي منهدم شده دشمن:
لشكر 10 زرهي متشكل از تيپ 42 زرهي، تيپ 24 مكانيزه، تيپ 17 زرهي و گردان 6 از تيپ 5، لشكر مكانيزه شامل تيپ 1 مكانيزه، تيپ 27 مكانيزه، گردان‌هاي تانك اندلس، قرطبه، اشبيله و گردان 8 مكانيزه، تيپ 34 و 51 زرهي، تيپ 422، 96 و 93 پياده، تيپ 10 نيروهاي ويژه و تيپ 421 پياده.
غنايم: 150 دستگاه تانك.
170 دستگاه نفربر.
500 دستگاه خودرو.
165 قبضه توپ 182، 130 و 152 ميليمتري.
مقدار زيادي سلاح سبك و نيمه سنگين.
يك عدد كامل موشك سام 6 به همراه 3 فروند موشك.
مقدار قابل توجهي از انواع مهمات ...
تعداد كشته و زخمي دشمن:
25000 نفر.
تعداد اسرا: 15000 نفر.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 15:41  توسط Ehsan shirkoul   | 

عملیات فتح الفتوح

نوروز 61 فرا رسيده و اخبار نويد بخشي از جبهه ها به گوش مي رسد؛ ميدان دفاع در مقابل دشمن در آستانه يك نبرد سنگين قرار دارد، ساعاتي قبل از غروب خورشيد مدافعين دين و ميهن و شرف از پروردگار خود ياري مي طلبند تا هجوم امشب آن ها را لبريز لطف و نصرت خويش كند. 


در اولين ساعات بامداد امروز دوم فروردين، حمله ي بسيار سنگين و گسترده ي فتح المبين، در منطقه ي غرب رودخانه ي كرخه، دزفول و شوش با رمز يا زهرا آغاز مي شود، و تا دهم فروردين به طول مي انجامد. هدف از اين عمليات آزاد سازي منطقه ي غرب دزفول و جاده ي دزفول ـ دهلران و تأمين انديمشك، شوش، دزفول و جاده ي انديمشك ـ اهواز است. يكي از رزمندگان در مصاحبه اي مي گويد: «ساعت 3 به سنگر مزدوران رسيديم. پس از طي حدود 17 كيلومتر راه، اكثر برادرها خسته هستند، ولي با آرمان به خدا و نيروي الله هنوز رمقي در بدنشان هست كه به پيش بروند.» در محور شمالي دو قرارگاه و در محورهاي شرقي و جنوبي هر كدام يك قرارگاه وارد عمل مي شوند.
در حين درگيري هاي شديد، گردان حبيب بن مظاهر گم مي شود، اما در اوج سردرگمي و آشفتگيِ فرماندهان، ناگهان خود را در نقطه اي استراتژيك در مقابل دشمن مي بيند و ضربات سنگيني به نظاميان عراقي وارد مي كند. رزمندگان جان بر كف اسلام با قدرت هرچه تمام تر در حال پيشروي به سوي نيروهاي عراقي هستند.
در مرحله ي اول تنگه ي عين خوش را تيپ 14 امام حسين(ع) با فرماندهي حسين خرازي مسدود كرد و توپخانه ي دشمن را در منطقه ي «علي گره زد» با عمليات نفوذي يك گردان از تيپ 27 محمد رسول الله(ص) به فرماندهي محسن وزوايي منهدم كرد.
در مرحله ي دوم، تنگه ي رقابيه را دور زدند و دشمن را از پشت محاصره كردند.
فشار عمليات محسن رضايي را زير سرم مي برد. دشمن كه از همان مرحله ي اول موقعيت خود را در خطر ديده بود، براي خروج از محاصره، فشار شديدي وارد مي آورد تا تنگه ي عين خوش را باز كند، ليكن تيپ 14 امام حسين(ع) در منطقه ي عين خوش گرفتار محاصره ي دشمن مي شود. حسين خرازي و رزمندگان تحت امرش به شدت مقاومت مي كنند. برخي فرماندهان معتقدند تيپ 14 بايد عقب نشيني كند، اما خرازي مي گويد كه عقب نشيني در قاموس من نيست. فرمانده ي سپاه نيز موافق است و تأكيد مي كند كه رحيم صفوي بايد از قرارگاه فتح حمله كند تا دشمن فشار بر تيپ امام حسين(ع) را كاهش دهد. عاقبت اين تدبير جواب مي دهد و مشكل گشا مي شود.
در مرحله ي سوم، پيش روي به مقر فرماندهي دشمن آغاز شد و يگان 27 حضرت رسول(ص) به فرماندهي احمد متوسليان، سايت 4 و 5 را كه محل استقرار فرماندهي لشگر يك مكانيزه ي دشمن بود، به اشغال درمي آورد.
در مرحله ي چهارم با پاك سازي منطقه ي آزاد شده و تعقيب دشمن، ارتفاعات منطقه ي عملياتي به تصرف درآمد و دشمن به غرب رودخانه ي دويريج عقب رانده شد.
سپاه كه با حدود 32 گردان در عمليات طريق القدس شركت داشت، در فتح المبين با 135 گردان در ميدان نبرد حاضر مي شود و اولين لشگر زرهي خود را شكل مي دهد، تمام اهداف اين عمليات تأمين مي گردد و لشگر 10 زرهي و 1 مكانيزه ي عراق آسيب جدي مي بيند. ديگر نكته ي قابل توجه در اين عمليات وحدت مستحكم ميان نيروهاي بسيج، سپاه و ارتش مي باشد.
فتح المبين جوانان و مدافعان مؤمن و شجاع كشور، نشاط معنوي ملت و امام را افزون تر ساخته است، اما حضرت امام(ره) ـ در اوج اين فتح بزرگ ـ هوشيارانه مراقب است تا آفت غرور در مردم و رزمندگان نفوذ نكند. رهبر انقلاب در پيام تبريك فتح المبين پروردگار كريم را مبدأ همه ي فتوحات مي داند و مي گويد: «...بارالها! جوانان رزمنده ي ايراني فتح را از تو مي دانند و به قدرت خويش مغرور نيستند... .»
فتح المبين در واقع نمايش كاملي از جنگ فراگير مردمي است كه همه ي اركانش بر قوت و قدرتِ ايمان، ابتكار، تدبير و حماسه آفريني جوانان ملت ايران استوار است. افزايش قدرت عملياتي و ارتقاي مهارت هاي فرماندهي در جبهه ي ايران، اولين بار عراق را درباره ي قدرت ادامه ي اشغال ايران دچار ترديد مي كند.
حسن باقري در توضيحاتي راجع به اين عمليات مي گويد: «منطقه ي عمليات ما در مرحله ي اول، منطقه ي بسيار وسيعي بود، كه از مناطق غرب رودخانه ي كرخه شروع مي شد و سه راهي قهوه خانه، تپه چشمه، بِلِتا، شاووريه، جُفِينه و تمام اين ارتفاعات را تشكيل مي داد.»
حدود 17 هزار اسير و آزاد سازي منطقه ي بسيار وسيعي از خاك ميهن از جمله نتايج اين فتح بسيار به ياد ماندني است. آيت الله خامنه اي رئيس جمهور وقت مي گويد: «من در مقابل اين موجودهاي عزيزي كه يك چنين فداكاري كردند، يك چنين مجاهدتي كردند، يك چنين رهاوردي براي ملت ايران داشتند چه بگويم؟ امام بالاترين حرف را به اينان زدند و فرمودند كه من دست و بازوي شما را از دور مي بوسم و به اين بوسه افتخار مي كنم. من هم فكر مي كنم از اين سخن بالاتر و تمجيدي بزرگ تر نيست.»
با وجود نقاط قوتِ تحسين بر انگيز، جمع بندي فتح المبين همچنان نشان مي دهد كه برخي قرارگاه ها با قدري تأخير آغاز به كار كردند و به همين علت ارتباط بين آن ها ضعيف بوده است. چند تيپِ تازه تأسيس نيز به علت نداشتن تجربه ي عملياتي لازم عملكرد متفاوتي داشتند. فرماندهان اميدوارند كه اين نقاط ضعف در عمليات بعدي رفع شود.
بلافاصله بعد از عمليات فتح المبين اولين گروه مستشاران آمريكايي وارد عراق مي شوند و اطلاعات دقيق ماهواره اي را در مورد آرايش نظامي ايران، در اتاق جنگ صدام قرار مي دهد.
ريگان تأكيد مي كند كه اين جنگ ديگر به نفع آمريكا نيست. امام قاطع تر پاسخ مي دهد: «رئيس جمهور آمريكا گفته است كه ديگر اين جنگ را بايد از بين برد، براي اينكه ديگر اين جنگ به نفع آمريكا نيست. شما ببينيد كه اين چه اقراري است كه يك نفر آدم ـ رئيس جمهور يك كشورِ به اصطلاح ابر قدرت ـ چنين اقرار مي كند، كه جنگ تا به حال به نفع آمريكا بوده است، براي اينكه جنگ براي از بين بردن جمهوري اسلامي بوده است؛ حال كه مي بينيم اين كار شدني نيست و ممكن است كه جمهوري اسلامي رشد زياد بكند و ساير كشورهاي مسلمان هم بيدار بشوند، پس حالا يك خطري است براي آمريكا و ديگر به نفع آمريكا نيست. حالا تقاضا كرده است از همه ي اشخاصي كه دست اندركارند، كه بيايند و اين جنگ را يك طوري به صلح برگردانند.»
بي.بي.سي اعلام مي كند كه پيروزي ايران زنگ خطري براي كشورهاي منطقه است. اغلب كشورهاي عربي پس از پيروزي هاي ايران به حمايت مالي بيشتر از صدام مي پردازند. سوريه بر خلاف اين موجِ رو به گسترش، لوله ي نفت عراق را كه از اين كشور مي گذرد قطع مي كند و ايران تعهد مي كند كه نفت مورد نياز سوريه را تأمين كند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 15:39  توسط Ehsan shirkoul   | 

عملیات بیت المقدس

 
در حالی که اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این کشور برای وادار ساختن ایران به شرکت در هر گونه مذاکرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد
در حالی که اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این کشور برای وادار ساختن ایران به شرکت در هر گونه مذاکرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.

 


بر همین اساس، با توجه به این که منطقه عمومی غرب کارون آخرین منطقه مهمی بود که هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یک سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراک نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز که طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی که قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مرکزی کربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند.
 اهداف عملیات
مهم ترین اهدافی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:
-         انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشکر.
-         آزاد سازی حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.
-         خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.
-         تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).
-         آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.

منطقه عملیات
منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه             کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.
منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز –  خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های کارون،  کرخه کور و اروند  بود.

استعداد دشمن
تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای دشمن به ترتیب زیر بود:
-         لشکر 6 زرهی؛ از جنوب رودخانه کرخه تا هویزه.
-         لشکر 5 مکانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.
-         لشکر 11 پیاده از سید عبود تا خرمشهر –  تیپ های 22، 48، 44 مامور حفاظت از خرمشهر بودند.
-         لشکر 3 زرهی در شمال خرمشهر.
با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند که در مجموع تمامی یگان هایی که در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:
-         لشکر 5 مکانیزه؛ شامل: تیپ های 26 و 55 زرهی و تیپ های 15 و 20 مکانیزه.
-         لشکر 6 زرهی؛ شامل: تیپ های 16 و 30 زرهی و تیپ  25 مکانیزه .
-         لشکر 3 زرهی؛ شامل: تیپ های 6،12 و 53 زرهی و تیپ 8 مکانیزه .
-         لشکر 9 زرهی؛ شامل: تیپ های 35 و 43 زرهی و تیپ 14 مکانیزه .
-         لشکر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17 زرهی و 24 مکانیزه .
-         لشکر 11 پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان 44، 48 و 49 پیاده و سه تیپ تحت امر 45 ، 113 و 22 پیاده.
-         لشکر 12 زرهی؛ شامل: تیپ های 46 مکانیزه و 37 زرهی.
-         لشکر 7 پیاده؛ شامل: تیپ های 19 و 39 پیاده.
-         تیپ مستقل 10 زرهی.
-         تیپ های مستقل 109، 419، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پیاده.
-         تیپ های 31، 32 و 33 نیروی مخصوص.
-         تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی.
-         تعداد 30 گروهان کماندو.
-         تعداد 10 قاطع جیش الشعبی (هر قاطع 450 نفر).
-         گردان تانک مستقل سیف سعد.
-         گردان های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین.
-         توپخانه دشمن نیز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشکیل شده بود که به طور تقریبی عبارت بود از 30 گردان.
طرح عملیات
در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود که حمله به جناح دشمن، که عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.
هم چنین، شکستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب کارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.
بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یک از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید:
1-     محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه کرخه).

2-     محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).
3-     محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از کارون و پیشروی به سمت خرمشهر).
شرح عملیات
سرانجام عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت 1361 با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد.
شهید آیت الله صدوقی و آیت الله مشکینی نیز که در کنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه کربلا حضور داشتند، هر یک به طور جداگانه، پیام هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت کردند.
عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می توان تقسیم کرد:
مرحله اول : در محور قرارگاه قدس (شمال کرخه کور) به دلیل هوشیاری دشمن و وجود استحکامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امکان پذیر بود و در این میان تنها تیپ های 43 بیت المقدس و 41 ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور کرده و منطقه ای در جنوب رودخانه کرخه کور را به عنوان سرپل تصرف کنند. عدم پوشش جناحین این یگان ها باعث شده بود که فشار شدید دشمن برآن ها وارد شود.
در محور قرارگاه فتح، یگان های خودی ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده                  اهواز – خرمشهر رسانده و به ایجاد استحکامات و جلوگیری از نقل و انتقالات و تحرکات دشمن در جاده مذکور پرداختند.
در محور قرارگاه نصر، به دلیل تاخیر در حرکت و وجود با تلاق در کنار جاده اهواز – خرمشهر و هم چنین تمرکز دشمن در شمال خرمشهر، نیروهای این قرارگاه نتوانستند به اهداف مورد نظر دست یافته و با قرارگاه فتح الحاق کنند.
الحاق کامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور کار عملیات شب دوم قرار گرفت که با انجام آن تا حدودی اهداف مورد نظر محقق شد، لیکن برخی رخنه ها همچنان باقی بود تا این که سرانجام پس از 5 روز، جاده اهواز – خرمشهر از کیلومتر 68 تا کیلومتر 103 تثبیت و کلیه رخنه ها ترمیم شد.

مرحله دوم: در این مرحله آزاد سازی خرمشهر از دستور کار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد که                 قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پیشروی کنند و قرارگاه قدس نیز ماموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف سرپل در جنوب کرخه کور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد.
عملیات در این مرحله در ساعت 22:30 روز 16/2/1361 آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندکی تاخیر و تحمل فشارهای دشمن، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق کردند.
دشمن با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشکر های 5 و 6 خود را به عقب کشاند. به نظر می رسید این عقب نشینی با دو هدف انجام شده باشد: یکی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشکرها،  و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پدافندی بصره و خرمشهر.
در پی این عقب نشینی که از ساعات اولیه روز 18/2/1361 آغاز شده بود، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای دشمن، تعدادی از آن ها را که از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه ای که توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند.
مرحله سوم: در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حرکت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل کننده که متشکل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز 19/2/1361 عملیات خود را آغاز کردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط  پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تکرار این عملیات در روز بعد نیز به شکست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حرکت بعدی استفاده شود.
مرحله چهارم عملیات از 1 تا 4 خرداد 1361:
سرانجام  در ساعت 22:30 اول خرداد 1361 تلاش برای آزادی سازی خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تک سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واکنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان های دشمن با یکدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان های دشمن بود.

در روز دوم خرداد نتیجه پیکار بسیار درخشان بود و قرارگاه کربلا به هدف خود که احاطه کامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از 2830 نفر تجاوز کرد و یگان هایی از دشمن که در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند.
به وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی از یکان های رزمنده، در صحنه عملیات بیت المقدس حضوری فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقی ها بر روی شط العرب و مناطق تجمع آنان در آن سوی رودخانه، نقش ارزنده ای در آزاد سازی خرمشهر ایفا کردند.
در اواخر روز دوم خرداد، قرارگاه کربلا پس از بررسی آخرین وضعیت، تصمیم گرفت تا نیروها با ورود به شهر، آنرا از لوث وجود نیروهای عراقی پاک گردانند. و در سه بامداد روز سوم خرداد واحدهایی از رزمندگان ایران به آن سوی رودخانه وارد شدند.
از طرف دیگر جمعی از نیروهای عراقی با استفاده از تاریکی شب و قایق اقدام به فرار کردند که تعدادی از این قایق ها توسط تکاوران نیروی دریایی هدف قرار گرفت و سرنشینان آن ها غرق شدند.
نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه 3 بار اقدام به پاتک کردند و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشکنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت دلاورانه رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب نشینی کردند.
در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد در حالی که درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فکر شکستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان کشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرک خرمشهر در کنار اروند اندکی مقاومت کرد که آن هم به سرعت در هم شکسته شد.
 در ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی که 24 ساعت در محاصره کامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا کشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.
در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.
بدین ترتیب این شهر مقاوم که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیکره پاک آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر گردید.
رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افکند و ملت ایران اسلامی را که مدت ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور کرد. مردم به خیابان ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شکر به جای آورده و با فرا رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام ها ندای الله اکبر سردادند.
نتایج
-     طی عملیات بیت المقدس 5038 کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 کیلومتر از خط مرزی تامین شد.
-         با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.
-         فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.
-         عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.
-         طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند.
میزان انهدام یگان های دشمن
لشگر 3 زرهی و لشگرهای 11 و 15 پیاده: 80 درصد.
لشگرهای 9 و 10 زرهی: 50 درصد.
لشگر 7 پیاده: 40 درصد.
لشگر 5 مکانیزه و لشگرهای 6 و 12 زرهی: 20 درصد.
تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی: 100 درصد.
تیپ 109 پیاده: 60 درصد
تیپ های 601، 602، 416، 419 پیاده: 50 درصد.
تیپ های 31، 32 و 33 نیروهای مخصوص به میزان زیاد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 15:37  توسط Ehsan shirkoul   | 

بافت پارانشیم

بافت پارانشیم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 23:47  توسط Ehsan shirkoul   | 

به هوش بودم ازاول که دل به کس نسپارم                شمایل توبدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 13:11  توسط Ehsan shirkoul   | 

حمید مصدق خرداد ۱۳۴۳

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید٬
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم٬
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت .

جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق

من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت.


برچسب‌ها: باغبان سیب باغچه
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 16:54  توسط Ehsan shirkoul   | 

وقتي که خاکم ميکنن بهش بگين پيشم نياد بگيد که رفت مسافرت بگيد شماره اي نداد يه جور بگين که

 

 آخرش از حرفاتون هل نکنه طاقت ندارم ببينم به قبر من نگاه کنه بهش بگين نشست به پات بهش بگين

 

نيومدي بهش بگين دوست داره با اينکه قيدش و زدي نشوني قبر منو بهش ندين خوب ميدونه مياد جاي

 

 هميشگي سر قرار تو......
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 16:11  توسط Ehsan shirkoul   | 

امدی جانم به قربانت ولی ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی‌اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند
در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی‌جیب خود نمی‌کردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

شهریار


برچسب‌ها: آمدی جانم به قربانت نوش دارو شهریار
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 1:39  توسط Ehsan shirkoul   | 

گزارش کار آز هواواقلیم شناسی

گزارش کار آز هواواقلیم شناسی
برچسب‌ها: هوا اقلیم هواشناسی گزارش کار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 0:49  توسط Ehsan shirkoul   | 

خواص حنا این گیاه معجزه آسا
برچسب‌ها: خواص حنا حناایرانی مفید برای پوست
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 0:9  توسط Ehsan shirkoul   | 

یاد ایامی ...

یاد ایامی ...توروخدااین عکس هارونگاهشون کن


برچسب‌ها: روزی روزگاری بخیر شادی عشق
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 17:31  توسط Ehsan shirkoul   | 

فرمول های مشتق

فرمول های مشتق گیری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 17:16  توسط Ehsan shirkoul   | 

زمستان کوه قلاقیران ایلام،تقدیم به ایلام دوستان

زمستان کوه قلاقیران ایلام
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 13:44  توسط Ehsan shirkoul   | 

کارشناسی ارشد مهندسی آب

تقدیم به دوسته عزیزم که خیلی دوستش دارمکارشناسی ارشد مهندسی آب
برچسب‌ها: ارشد آب مهندسی کشاورزی آبیاری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 1:22  توسط Ehsan shirkoul   | 

لغات و اصطلاحات انگلیسی و فارسی آبیاری

لغات و اصطلاحات انگلیسی و فارسی آبیاری
برچسب‌ها: لغاتاصطلاحات انگلیسی آبیاری آبخیزداری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 1:14  توسط Ehsan shirkoul   | 

معرفی رشته مهندسی آب و خاک:

معرفی رشته مهندسی آب و خاک:


برچسب‌ها: مهندسی آب وخاک آبیاری کشاورزی دروس
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 1:4  توسط Ehsan shirkoul   | 

درباره گیاه شناسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 0:52  توسط Ehsan shirkoul   | 

گزارش کارآزمایشگاه فیزیک پایه1 قرقرها

گزارش کارآزمایشگاه فیزیک پایه1 قرقرها
برچسب‌ها: قرقره آزمایش
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 0:43  توسط Ehsan shirkoul   | 

گزارش کارآزمایشگاه فیزیک پایه1سطح شیب دار

گزارش کارآزمایشگاه فیزیک پایه1سطح شیب دار
برچسب‌ها: شیبدار سطح آزمایش
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 0:38  توسط Ehsan shirkoul   |